پارت هفتاد

زمان ارسال : ۱۴۱۱ روز پیش

زمان تخمینی مطالعه : حدودا 4 دقیقه

دستم را گذاشتم پشت آرکان و به سمت اتاقکم هدایتش کردم.


ماهرو همچنان سرگردان، با چهره ای بر انگیخته و نگران ایستاده بود و داشت لبش را می گزید.


با لحنی که خیالش را راحت کنم گفتم :

تقصیر خودشه آبجی غصه نخور. برو به کا ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.