پارت شصت و نهم :

آرکان وقتی دید من دارم می خندم، با فریاد گفت :
انشاءالله لال بمیری حامی. ذلیل شی!
نشستی می خندی؟
وای سوختم.
تف تو هرچی حیوون وحشیه. سگ!

خنده ام قطع نمی شد.
دست روی دلم گذاشتم و بریده بریده گفتم : اون... سگ نیست... ببره... ای خدا..

همانطور که ناله می کرد گفت : خفه شو حامی. آی می سوزه.

ماهرو کم مانده بود گریه اش بگیرد.
گفت : دستم بشکنه. خاک تو سرم. من می رم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ??

    2

    😂😂😂وایییی عالیححححح این پارت تو عمرم ایقدر بخاطر ی پارت نخندیدم 😂😐

    ۶ سال پیش
  • Zarnaz

    3

    وایییییی رمانتوت عالیههههع مرسییییی😍مت انقدری ک رو این پارت وپارت قبلی خندیدم رو هیچ پارتی نخندیده بودم واقعاااا مرسییی😅😅😅😍😍😍

    ۶ سال پیش
  • الهه زندگی

    10

    وااااااای که من چقد برای این پارت خندیدم 😂😂 مخصوصا اونجایی که حامی میخواست شلوار آرکان رو در بیاره 🤭😆 دستت طلا نرگس جان 😉☺

    ۶ سال پیش
  • فاطی

    6

    تا اینجای رمان فوقالعاده بوووددددد ممنان از نویسنده محتررررممممم😁😁

    ۶ سال پیش
  • کپیده قشنگو

    15

    وای این دو تا پسر خیلی باحالن😂

    ۶ سال پیش
  • پری

    13

    وای حامی وآرکان چقد عالین

    ۶ سال پیش
  • H

    17

    خیلی ازشخصیت حامی خوشم میادباحاله☺واینکه خسته نباشیدبه نویسنده عزیزفقط کاش پارت هاطولانی تربودن

    ۶ سال پیش
  • K

    16

    وا یعنی واقعا می خواست بکشه پایین شلوارش رو 😂😂وای از دست تو حامی 😂😁باید به پروئه حامی یه بی حیا هم اضافه کرد

    ۶ سال پیش
  • نرگس

    17

    جذاب و بی نظیر مثل همیشه من انتظار داشتم آرامش بدتر از این رفتار کنه و ارکان رو بندازه بیرون خداروشکر این کارو نکرد امیدوارم قسمت های پلیسی رمان هرچه سریعتر شروع بشه من خیلی مشتاقم 🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰

    ۶ سال پیش
  • النا

    12

    حامی نه ارکان😂 قاطی کردم

    ۶ سال پیش
  • النا

    13

    حتمی خوب شد شلوار و نکشید پایین😂😂😂ولی اقا حامی دیگه ادب رو رعایت نکردی ها فوش و کشیدی به حامد دیگه جنتلمن نیستی😂😂بیشتر حواست باشه😁

    ۶ سال پیش
  • هلینا

    14

    یعنی حامی اگه از ماهرو خجالت نمیکشید شلواره رو میکشید پایینا 😂😂😂😂😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • هستی

    8

    ارامش چرا اینطوری اه چقد مغرور فکر میکنه چی بابا یکم کاری کنین این بهتر شه اخلاقش

    ۶ سال پیش
  • زلزله

    10

    خیلی باحال بود🤣🤣خیلی این رمان رو دوست دارم واقعا

    ۶ سال پیش
  • FATEMEH

    7

    منظور همون آرکان بود 😑 تایپر هم شوخیش گرفته 😑

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️