پارت بیست :

یک هفته بعد...

شیدا لیوان را پر از آب پرتغال کرد و داخل سینی کوچکی همراه با چند بیسکوییت کنجدی گذاشت. از آشپزخانه بیرون رفت و با نیم نگاهی به فرنگیس گفت:
- باز بابا شاگرد خصوصی قبول کرده؟ از صبح داره جزوه‌های آموزشی رو زیر و رو می‌کنه!
فرنگیس روی کاناپه نشسته و عینک مطالعه‌اش را با سر انگشت کمی بالا داد. بی‌آنکه نگاه از کتاب بردارد جواب داد:
- می‌دونی که پدرت عادت ندار

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • غزل

    7

    فرهاد همش داره بین دختراش فرق میزارع😐👊 مردک همیشه سوگولیش شیداعه بعد انتظار داره شیوا ام همش قربون صدقش بره😐 فرهاد شدید رو مخمه

    ۵ سال پیش
  • ۰۰۰۰

    12

    راست میگه دیگه خودتون تاحالا دیدین قربون صدقه ی شیوا بره شیوا خیلی تنهاست حتی دوستاشم درکش نمیکنن و این و بدونین همیشه اونایی ک خشن بنظر می رسن زیاد دعوا میکنن از همه مهربون ترن

    ۵ سال پیش
  • //

    23

    نچ، شیوا فرهادو هی طرد میکنه، فرهاد هر چی میاد به شیوا نزدیک شه، سیوا تارش میکنه، هی بحث مامانو پیش میکشه بد و سرد حرف میزنه. انتظار داری فرهاد چیکار کنه مثلا؟ تا خود شیوا نخواد نمیشه که.

    ۵ سال پیش
  • اتی

    11

    فرها رو مخه ، ببخشیدا اولا شیوا بزرگ تره و هر وقتم که فرهاد میره سراغش چس میاد زنه وقتی تو کما بود داشت سکته میکرد بعد میگی فرق میزاره شیواووقتی خودش باباشو نمیخواد بقیه و دایی دو روزش و بش ترجیح مید

    ۵ سال پیش
  • پری

    10

    شیدا عاشق امیر علی شده فکنم این دوتا باهم بشن چون خود شیوا همین طوری سگ هست بعد چطور می تونه امیر علی هم رو خوب کنه شیدا شاده و شیطون دقیقا و امیرعلی قمگین و افسرده متضاد همن و هم رو کامل میکنم

    ۵ سال پیش
  • .

    3

    امرو پارت نی؟😶☹️

    ۵ سال پیش
  • بهار

    8

    شیوا خیلی بی چشم و رویه و اینکه امیدوارم شیدااا به امیر علی برسه اینااا خیلی بهم میان

    ۵ سال پیش
  • اریل

    17

    عاشققق شیدام خیلی از شیوا هم بهتره و الان میدونم برای امیر الی مناسب تر یکی میخواد بیاد روحیه ی خود شیوا درست کنه اولش دوست داشتم شیوا باشه الان نه اما حیف که اینطور نیست اگه بشه عالیه

    ۵ سال پیش
  • m

    28

    هییی چقد فرهاد بابایه خوبیه دلم یه بابایه اینجوری خواست ☹️

    ۵ سال پیش
  • ......

    24

    خوندن این رمان حس خوبی بهم میده☺️

    ۵ سال پیش
  • رویا

    9

    عالیییییی مثل بقیه رمان هاتون

    ۵ سال پیش
  • ---

    18

    رمانش خیلی خوب جلو میره، نه کسل کننده و نه سریع. قشنگه

    ۵ سال پیش
  • آرام

    12

    اوخی🤭

    ۵ سال پیش
  • نیایش

    21

    بیچاره شیدا همش همه چی تقصیر اون میشه یکم درکش نمیکنن که اخلاقش اینجوریه

    ۵ سال پیش
  • زهراقنبری

    18

    عالی بود دستت طلانویسنده جون قلمت همیشه پایدار واقعاکه قلمت معجزه میکنه لذت بردم ازخوندن این پارت بیصبرانه منتظرادامه رمانت میمونم

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️