پارت بیست و یک :
صدای جلز ولز روغن به گوش میرسید و بوی بادمجان سرخ شده در فضای خانه پیچیده بود. ریما روی صندلی نشسته و دست زیر چانه گذاشته بود. نگاهش به رو به رو خیره بود و با سگرمههایی در هم، فکرش پیش امیرعلی بود.
- حواست کجاست ریما؟ بادمجونا سیاه شد!
با صدای امیرسام به خودش آمد و هینی کشید. فورا از جا برخاست و قبل از آنکه به اجاقگاز برسد، امیرسام هود را روشن کرده و ماهیتابه را برداشته بود.
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
پنیر پیتزا
8به نظر من این جا یه مثلث عشقی خواهیم داشت هر دوتا خواهر عاشق امیر علی میشن. بعد یکی شون که زودتر میفهمه خواهرش عاشق امیر علی هست، فداکاری میکنه و از عشقش میگزره
۵ سال پیشصبا
6اینجا مثلث عشقی که هست بین دوخواهر و ایرعلی ولی باید ببینیم امیر علی عاشق کدوم میشه😍😍😍😍با اینکه شیدا رو خیلی دوست دارم ولی دلم میخواد امیر علی با شیوا باشه
۵ سال پیشبهار
14چرا من دوست ندارم شیوا با امیرعلی باشه؟! یا اگ اینطوری اگ قرار اینا بهم برسن یکاری کن نویسنده جون امیرسام و شیدا بهم برسن🥲
۵ سال پیش۰۰۰۰
6فکرکنم برعکس بشه شیوا با امیر سام شیدا با امیرعلی
۵ سال پیشبهار
0اینطوری که خیلی خوبه
۵ سال پیشریحانه
7واقعا قلمتون عالی خانم نویسنده عاشق این رمانتون فقط خیلی دیر پارت میدین یکم زودتر 😂 بدجوری فکرم درگیر رمان هست زودتر این ریما و فرهاد بهم برسن 😍شیوا وامیرعلی هم همینطور عاشق کلکل کردناشونم
۵ سال پیش...
5عالی بود لطفاََ نویسندهی عزیز میشه عکس شخصیت هارو بندازی ممنون میشم💋💋
۵ سال پیشفری
6امیری علی شیوا ..امیر سام و شیدا. فرهاد و ریمان مگه میشه یه خانواده سه تا وصلت .. قوم و خویش یکیش خوبه
۵ سال پیشBita
16اخه معلوم که که پارتنر اصلی رمان امیر علیو شیوا هستن😻
۵ سال پیشB
13نه اینجوری باز تکراری میشه به نظرم!!! اگه امیر علی و شیدا به هم برسن بهتره 🙃😁🍁
۵ سال پیشزهراقنبری
12سلام به تونویسنده خوش ذوق واستعداد خیلی ازخوندن این رمان لذت بردم قلمت پایدارعزیزم هرچقدرهم که طول بکشه منتظرباقی رمانت میمونم
۵ سال پیشفریشونم
18اینقد خوشم میاد از دعوای این دو تاا 🤣😂😂😎
۵ سال پیش...
6اولین نفر
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Paryaaa
3من ک میگم شیوا با امیر علی ازدواج میکنه شیدا با یکی دیگه🤷🏻 ♀️