شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت شصت و نهم :
آرکان وقتی دید من دارم می خندم، با فریاد گفت :
انشاءالله لال بمیری حامی. ذلیل شی!
نشستی می خندی؟
وای سوختم.
تف تو هرچی حیوون وحشیه. سگ!
خنده ام قطع نمی شد.
دست روی دلم گذاشتم و بریده بریده گفتم : اون... سگ نیست... ببره... ای خدا..
همانطور که ناله می کرد گفت : خفه شو حامی. آی می سوزه.
ماهرو کم مانده بود گریه اش بگیرد.
گفت : دستم بشکنه. خاک تو سرم. من می رم
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۱۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
Zarnaz
3وایییییی رمانتوت عالیههههع مرسییییی😍مت انقدری ک رو این پارت وپارت قبلی خندیدم رو هیچ پارتی نخندیده بودم واقعاااا مرسییی😅😅😅😍😍😍
۶ سال پیشالهه زندگی
10وااااااای که من چقد برای این پارت خندیدم 😂😂 مخصوصا اونجایی که حامی میخواست شلوار آرکان رو در بیاره 🤭😆 دستت طلا نرگس جان 😉☺
۶ سال پیشفاطی
6تا اینجای رمان فوقالعاده بوووددددد ممنان از نویسنده محتررررممممم😁😁
۶ سال پیشکپیده قشنگو
15وای این دو تا پسر خیلی باحالن😂
۶ سال پیشپری
13وای حامی وآرکان چقد عالین
۶ سال پیشH
17خیلی ازشخصیت حامی خوشم میادباحاله☺واینکه خسته نباشیدبه نویسنده عزیزفقط کاش پارت هاطولانی تربودن
۶ سال پیشK
16وا یعنی واقعا می خواست بکشه پایین شلوارش رو 😂😂وای از دست تو حامی 😂😁باید به پروئه حامی یه بی حیا هم اضافه کرد
۶ سال پیشنرگس
17جذاب و بی نظیر مثل همیشه من انتظار داشتم آرامش بدتر از این رفتار کنه و ارکان رو بندازه بیرون خداروشکر این کارو نکرد امیدوارم قسمت های پلیسی رمان هرچه سریعتر شروع بشه من خیلی مشتاقم 🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰
۶ سال پیشالنا
12حامی نه ارکان😂 قاطی کردم
۶ سال پیشالنا
13حتمی خوب شد شلوار و نکشید پایین😂😂😂ولی اقا حامی دیگه ادب رو رعایت نکردی ها فوش و کشیدی به حامد دیگه جنتلمن نیستی😂😂بیشتر حواست باشه😁
۶ سال پیشهلینا
14یعنی حامی اگه از ماهرو خجالت نمیکشید شلواره رو میکشید پایینا 😂😂😂😂😂😂😂
۶ سال پیشهستی
8ارامش چرا اینطوری اه چقد مغرور فکر میکنه چی بابا یکم کاری کنین این بهتر شه اخلاقش
۶ سال پیشزلزله
10خیلی باحال بود🤣🤣خیلی این رمان رو دوست دارم واقعا
۶ سال پیشFATEMEH
7منظور همون آرکان بود 😑 تایپر هم شوخیش گرفته 😑
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

??
2😂😂😂وایییی عالیححححح این پارت تو عمرم ایقدر بخاطر ی پارت نخندیدم 😂😐