به طعم خون - VIP به قلم مرجان فریدی
پارت پنجاه و یک :
با حیرت به جسد زن مقابلم زل زدم.
هاردین یهو دست از داد زدن برداشت.
مات.به جسد مادرش زل زد.
مرد ها که دیدن اروم شده ازش فاصله گرفتن.
هاردین با چهره زخمی و نگاهی که کم کم داشت به رنگ سرخ درمیومد همچنان خیره به جنازه مادرش بود.
بغض داشت خفم میکرد.
با صدایی که انگار زیادی به صدای الانش شباهت داشت اروم و زمزمه وار گفت:
_خون که ریخته بشه...
سرش و اروم بلند کرد...
چشماØ
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
زینب
0جز معدود رمان هایی که پسره قدرت متفاوت داره
۳ سال پیشسایا
0پشمام وای خدا این پارت فقد این پارتتتتتتت عالی بود
۵ سال پیشستیا
1وردش شبیه هری پاتر بود
۵ سال پیشNastaran
3اینن پارت خدااا بودد مرجانن خدایی چه میکنیی دمتت گرمم پشمام ریخت😐😐😐
۵ سال پیشhana
8*** بزنین هاردین مظلووم ماادر هاردین قشنگ ماااادر چقد جملش درد داشت میدونی از دست دادنش چ حسی داشت اون نعره ای ک اخرش کشیدعرررر من مررررگ من هقق محشرررر بووود ولم کنین برم بمیرم محشربود🥲🥲🥲💗💗💗
۵ سال پیشnarges
4فوق العاده بود
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

سارا
0عالییی