به طعم خون - VIP به قلم مرجان فریدی
پارت چهل و پنجم :
یادم نمیومد...
هیچی درست یادم نمیومد.
در اتاق بعد چند ضربه باز شد.
به آلیس نگاه کردم.
_لباس نداری...اینارو بگیر برا چند وقتت کافیه.
به جعبه دستش زل زدم.
جعبه رو کنارم روی تخت گذاشت.
نگاهش خیلی بی روح و نا امید بود.
حق داشت
من دیده بودمشون...
نگاه تیام و بهش دیده بودم.
عشق آلیس و به تیام دیده بودم.
_سخته؟
سرش و بلند کرد.
_نبودش...سخته؟ نه؟
نیش
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
ghazal
12مرجان جون این پارتت خیلییی کم بود ،،لطفا هفته ای سه پارتش کنننننننننننن
۵ سال پیشرافا
6موافقم چهار روز هفته رو منتظر بمون که سر جمع یه ده دیقه نکشید خوندنش
۵ سال پیشستیا
7من دوست دارم رمانی که میخونم زود به زود پارت هاش بیاد و پارت هاش بلند باشه اما متأسفانه این رمان اینطوری نیست باعث میشه زده بشم
۵ سال پیشN
11پشماممممم منن چطوری تا جمعه صبرر کنمم جایی حساسش بوددد😐😐😐
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

...
2چ خفن