پارت هشتاد و دوم :

نگاه شیفته آنابت تک تک حرکاتش را دنبال می‌کرد.
گفته بود دیگر سراغش نمی‌رود اما دلش کمی دیگر شیطنت می‌خواست.
نمی‌دانست سوای همه چیزهایی که بود، چرا به سمت او کشش داشت.
در هفته قرار بود فقط چند روز او را ببیند.
به واسطه آن که بین دانشجوها نشسته بود، صدایشان را می‌شنید.
زمزمه‌هایی از تحسین...
حال پسرهایی که شیطنت می‌کردند گرفته بود.
اکیپ شلوغ و پر سر و صدای دانشگاه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • S

    7

    به نظرم ایوان واقعا باید با یکی مثل خودش باشه انابت یه دختر معمولی اما. ایوان یه شخص خاصه پس باید بایه شخص خاص باشه یکی که معمولی نباشه و تقریبا اونم یکم مرموز باشه به نظرم اینطوری رمان قشنگ تره

    ۵ سال پیش
  • Dayana

    2

    میدونم که گاهی واقعا لازمه که رمان از زبان نویسنده(دانای کل)روایت بشه اما میخواستم خواهش کنم تاجای که ممکنه از زبان شخصیت ها باشه چون حس خوبی نسبت به شخص سوم مفرد ندارم و حس میکنم جذابیت رمان رو کم می

    ۵ سال پیش
  • Hesel

    6

    اصلا با آنابت و ایوان حال نمیکنم چون به هم نمیان . ایوان باید با یکی در حد خودش باشه.

    ۵ سال پیش
  • EXO-L

    5

    پارتی پارتی اینجا هم پارتی 😕👀یکی مثل ما تو دو دوتا چهارتا مونده یکی مثل ایوان اسم های الکی رو هم تو صدم ثانیه از بر میشه من که میدونم توی این زندگی داره درحق من ظلم میشه

    ۵ سال پیش
  • ندا

    3

    امممممممم هیجانی نداشت😕

    ۵ سال پیش
کپی شد!