ماه قلب من به قلم فاطمه سیاوشی
پارت سی و دوم :
موبایلمم زنگ خورد و زهرا خانوم پشت خط بود.
_الو ...
زجه می زدو می گفت:
-بیاین که کامیار از دستم رفت ...
مات شدم و برای بی کسی خودم گریه کردم. پشت در اتاق رفتم و گفتم:
-کاوه دیگه برادر ندارم، کامیار واسه همیشه رفت من دیگه هیشکیو ندارم و زجه زدم از خونه بیرون رفت و تا صبح برنگشت. اما من تا خود صبح اشک ریختم تا قوی باشم تا بتونم از همه مراقبت کنم درد نباشم و همدرد باشم. کامیار بیچارۀ
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
...
4چرااین قدر پارتش کوتاه 😭😭یعنی اینی که دسمال روی دماغ الی گذاشت یا عاطفه بود که از شرش راحت بشه تا به کاوه برسه یا همون امیییییییییر
۵ سال پیش
فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان
اخه من دورتون بگردم انقدر نگرانین❤️
۵ سال پیش(،)(ویرگول)
1مامان ی هفته نبودم چیا که نشده تو رو خدا پارتا رو بیشتر کن فاطمه جون😭💖
۵ سال پیش(،)(ویرگول)
1بعدشم این رمان تموم شد حق نداری بری حاجی حاجی مکه 😑 بی تر ادب عاشقتم😻♥
۵ سال پیش
فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان
منم عاشقتم ❤️چشم رمان بعدیم تو راهه تا یکی دوهفته دیگه انشالله میزارم داخل برنامه 💖پیج اینسامو حتما فالو کنید
۵ سال پیشح
7چرا پارتش انقدر کوتاه هست تورا خدا زیاد بزارین اخر امیر اون عاطفه کارشون کردن المیرارو دزدین بی چار کامیار مرداگر بود کسی نمیتونست به المیرا کاری کنه چون همش پشتش بود
۵ سال پیشتی تی
6🥺🥺خیلی سخته ادم کسیو که پشتشه از دست بده
۵ سال پیشسیتا
4شاید هم کار کامیار بود نمرده پلیس هست تا بخواد امیر دستگیر کنه باباش خلافکار بود شاید کاوه هم پلیس باشه برای نجات جونش از دست امیر عاطفه میخوان ببرمش یه جای امن
۵ سال پیشتنها
4خدا کنه پایانش خوش باشه هم واسه کامیار هم واسه المیرا
۵ سال پیشزینب
4من که بهتون گفتم عاطفه کاری می کنه که کاوه المیراروتنهابزاره امااین وسط معلوم نیست عاطف المیرارودزدیده یاامیرشایدم کاوه باشه
۵ سال پیش.....
3هیییععع امیر دزدیدش 😵
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

دخترک جذاب
0واییییی چی شد چی بود کی بود واییییییی کامیارم رفت