ماه قلب من به قلم فاطمه سیاوشی
پارت سی و یک :
امیر نبود اما صدای عاطفه رو از بالکن که با کاوه حرف می زد می شنیدم.
_خودت میدونی عاشقتم کاوه، این دخترو ول کن منم امیرو ول می کنم
قلبم از حرکت ایستاد
_واقعاً چقدر وقیحی تو چی فکر کردی در مورد من چهار ساله پیشم در مورد علاقت گفتی و من گفتم نه،
من هیچ حسی به تو ندارم عاطفه، من عاشق المیرام.
عاطفه با صدای جیغ مانندش گفت:
-این المیرا چی داره که همه عاشقش میشن؟
-منظورت
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
زینب
8عاطفه واسه این ازامیربچه نمی خوادبخاطری که کاوه رودوست داره می خوادزندگی المیراروخراب کنه که خودش زن کاوه بشه بعداازش بچه داربشه
۵ سال پیشمینو
5افرین بهت زدی تو خال ...خیلیا به نویسنده گفتن چه نیاز بود به این کارا .اما نویسنده خودش فکر همه جاشو کرده بود😍💞برا همین عاطفه بچه دار نشد
۵ سال پیشح
5خدااین زن لعنتش کنه چرا می خواد المیرا رو بدبخت کنه خودش عاشق کاوه هست می خواد خودش با کاوه باسه
۵ سال پیشهیفاء
4ای بابا چی شد یعنی المیرا کاوه روهم ازدست میده
۵ سال پیشناری
7خدالعنتون کنه بدبخت المیرا بخدا این رمان اکه پایانش تلخ باسخ من یکی که کلا نبود میشم المیرا حق یه زندگی خوب رو داره چرا اینقدر بایر غداب بکشه
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

هدیه
1حسم میگه یه اتفاقی انگار برای کامیار افتاده 😔