پارت بیست :

خونه رو گردگیری کردم و لباسهایم را پوشیدم  با کامیار 
دیشب قرار گذاشتیم بریم بیرون ...
از پله ها پایین رفتم که همون موقع در اسانسور باز شد و پسری قد بلند اخمو روبه رویم نمایان شد...
وقتی نگاهم کرد دلم هری ریخت پایین ...
_منشی هستی؟
انگار نشنیدم چی گفت دوباره سوالش را تکرار کرد ...
تا خواستم جواب دهم  ،کامیار درو باز کرد ...
_الی؟
مرد اخمو با خشم گفت:منه به این بزرگی رو ن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • حوریا

    0

    قصد توهین ندارم ولی دوتا برادری چک و پوزشون زشته😂 نویسنده عزیز میشه عکس کاوه رو رنگی بزاری ادم ببینه چی به چیه؟ ممنون

    ۵ سال پیش
  • FM

    1

    ینی از امیر قراره عاشق کامیار شه یا کاوه؟:/یکم مصنوعی میزنه این رمان!مثلا با نگاه اول کاوه قلبش تو دهنش میزد یا انقدر با کامیار صمیمیه! انگار ثبات ندارع! امیدوارم نویسنده یکم بیشتر فکر کنه برای ادامش!

    ۵ سال پیش
  • FM

    1

    اینجا منظورم بعد از ازدواجش با امیر بود، گفتم یکم(مصنوعی)میزنه اگر یکم با زندگی هامون همخونی داشت خوب بود مثلا زهرا خانم زنگ زد گف درو رو پسرم باز کن!!نویسنده جان قلم خوبی داری اما میتونه بهترم باشه☺

    ۵ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    سلام دوست عزیزم .کامیار همسایه المیرا هستش و کاوه برادر کامیار که الی عاشقش شده .مگه اشکال داره دوتا جنس مخالف باهم مثل دو تا رفیق باشن؟ زهرا خانوم واسه ناراحتی المیرا گفت در و رو پسرم باز کن تا از د

    ۵ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    میگه کامی تورو اندازه خواهرش دوست داره ...یجوری میخوان بی ادبی کیمیا رو جبران کنن ...چون دل شکونده .تو زندگی واقعی هم وجود داره 🤗هم بی ادبی کردن هم جبران کردن اشتباه

    ۵ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    اگه دقت کنید شخصیت کامیار اجتماعی تر و شوخ ترعه .اول هم الی رقبتی نداشت برای این صمیمیت ولی کامیار بیشتر الی و از لاک غم و ناراحتی بیرون اورد و الی فقط بخاطر این که احساس تنهایی میکنه و عادت کرده

    ۵ سال پیش
  • FM

    1

    ممنون از پاسخ گویی تون، بله قبول دارم حرفاتونو اما حس کردم خیلی روابطش با آقایون راحته! در کل قلم خوبی دارید موفق باشی عزیزم🌹❤

    ۵ سال پیش
  • ...

    1

    پارت جدید چرا نمیاد؟؟؟؟؟

    ۵ سال پیش
  • Mobina

    5

    مرسی نویسنده بخاطر پارت طولانیتون لطفا زودتر عکسای شخصیتای جدید رو بزارید و اینمه اگه میشه پارتا رو همیشه همینقدر کنید

    ۵ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    بچه ها این پارتو اشانتیون گذاشتم براتون😂😂😍طولانیه

    ۵ سال پیش
  • نازنین❤️

    3

    مرسی 💜❤️🥰😘

    ۵ سال پیش
  • ...

    5

    عالی بود دوس نداشتم پارت تموم بشه مرس بابت طولانی رمان💋💋💜

    ۵ سال پیش
کپی شد!