پارت هفتاد و پنجم :



گیج اخم‌هام رو توی هم کشیدم و منتظر نگاهش کردم که جعبه موسیقی‌اش رو طرفم گرفت و گفت: این مال تو عمو میثم.
متعجب جعبه رو ازش گرفتم و همون طور که بهش نگاه می‌کردم گفتم: این جعبه مال تو پارسا؛ مکه نگفتی بهت کادو دادن؟ آدم کادوش رو که کادو نمیده!
سرش رو محکم به چپ و راست تکون داد و همون‌طور بالا و پایین می‌پرید گفت: نخیرم مال تو؛ خود صاحبش بهم گفت.
منگ از حرف‌هاش دهنم رو باز Ú

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️