شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت شصت :
لبخند کجی زدم و گفتم : اصلا تو می دونی از اول چی شد که اومدم اینجا؟ روزای اول ندیدمت.
- دقیقا همون شب اول که شما اومدین اینجا، من سردرد افتضاحی گرفته بودم.
دو تا قرص آرامبخش خوردم و تا خود صبح هیچی نفهمیدم.
آرامش خانم هم صبح همون روز گفتن تا وقتی خودشون اجازه ندادن از خونه بیرون نرم.
یعنی کلا تو حیاط نرم.
کنجکاو شدم اما چیزی نگفتم.
بعد از شنیدن سر و صداتون که از توی
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
taranoom
3کمیل، امیت تارخه 😂
۶ سال پیشثریا
4ناموسا چی میگی😂
۶ سال پیشب ت چ
7فکر کنم کسی که که رمان و نوشته فیلم آقازاده رو میبینه اخه برای شخصیت کمیل که عکس نیما رو گذاشته اسم مادر آرامشم مانلی یا همون مرضیه گذاشته😅😂😊
۶ سال پیشهلیا
3من پارتای بعدیشو خوندم خیلی باحال میشه و یه رمان طولانیه و خیلی رمان عالیههههع
۶ سال پیشرها
7این دختره چقدر رو اعصابه هی با حامی حرف میزنه به خدا آخرشم با باربد دست به یکی میکنه به آرامش خیانت میکنه
۶ سال پیشتینا
4کسی اسم اصلی حامی و آرامش رو میدونه؟؟
۶ سال پیشالهه زندگی
11فکر کنم کمیل برای این رفت خونهٔ آرامش چون حامی گفته بود از طرف آرامش رفته باشگاه ( در پارت قبل ) و الان اومده تا از آرامش بپرسه . وااااااای اگه به آرامش بگه مطمئنن میفهمه که کاره حامی بوده و
۶ سال پیشالهه زندگی
4حامی بدبخت تر میشه . خیلی هیجان انگیز شده 😶 لطفا سریعتر پارت هارو بزارید وگرنه یا از خماری کشیدن میمیرم یا از فوضولیه زیاد 🙏😉😂
۶ سال پیشنسرین
13سلام ممنون متاسفانه فکر میکنم حامی با گفتن جمله ی ...اونی که باید هول شه منم...سوتی بدی به ماهرو داد..
۶ سال پیشصبا
18یه سوال.اگه یه رمان توی بخش رمان های آنلاین تمام بشه.توی همین بخش میمونه یا می ره توی قسمت رمان های جدید.یا اصلا کلا پاک میشه؟
۶ سال پیشزهرا
14موندم تو خماری 😡 خدا کنه حامی به ماهرو نگه دلیل ترس شو ولی این حامی به فضوله گفته زکی
۶ سال پیشدختر جنگل
20به خدا این پارت چیز خاصی نداشت، یه کم پارت هارو زیاد تر کنید زبونمون مو در آورد🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼
۶ سال پیش،،،
11خوب بید این حامی خیلی فضوله😂
۶ سال پیشپری
3لایک داری👍👌
۶ سال پیشپری
9عالی بود با تشکر از نویسنده عزیز
۶ سال پیشپری
6اره موافقم خیلی فضوله😊🙂💖💓
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

نگار
0به نظر من ماهرو با کمیل دست داره و کمیل هم قولای الکی بهش داده ک مثلا دوست دارم و از این حرفا تا بتونه به وسیله ی ماهرو مدارکا رو بدردت بخاطر همین تا کمیل رو دید لپاش گل انداختن و خیلی هم هول شد