پارت سی و نهم :

با بهت سر چرخوندم
مگه الان پیش سام نبودم؟
اینجا کجاست دیگه!؟
_هنوز تموم نشده
با شنیدن صدای هاردین وحشت زده برگشتم
به جایی درست پشت سرم خیره بود هودیش و پایین کشید در لحظه غیبش زد.
با وحشت سر چرخوندم
دهنم از چیزی ک میدیدم نیمه باز موند.
با حیرت نالیدم.
_من!
برگشته بودم به اون شب!
اون شبی که دنبال آویسا میگشتم.
شبی که بی هوش شدم و تو خونه آرون به هوش اومدم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Hana

    10

    چ باحااال وااای خیلی خوف وخفنهه🤤 آخی بیچاره رونیا وقتی بیهوش بود چ بلاها ک سرش نیومد عین توپ پینگ پنگ شوت میشد اینور اونور😂😂😂😂 عرررر قلبممم تیاام بچم مردد لنتی زیادی زود بود برا شکست عشقی🥲💔

    ۵ سال پیش
  • narges

    5

    دست و پاهام یخ کرد عالی بود

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️