به طعم خون - VIP به قلم مرجان فریدی
پارت سی و نهم :
با بهت سر چرخوندم
مگه الان پیش سام نبودم؟
اینجا کجاست دیگه!؟
_هنوز تموم نشده
با شنیدن صدای هاردین وحشت زده برگشتم
به جایی درست پشت سرم خیره بود هودیش و پایین کشید در لحظه غیبش زد.
با وحشت سر چرخوندم
دهنم از چیزی ک میدیدم نیمه باز موند.
با حیرت نالیدم.
_من!
برگشته بودم به اون شب!
اون شبی که دنبال آویسا میگشتم.
شبی که بی هوش شدم و تو خونه آرون به هوش اومدم
لطفا صبر کنید...

Hana
10چ باحااال وااای خیلی خوف وخفنهه🤤 آخی بیچاره رونیا وقتی بیهوش بود چ بلاها ک سرش نیومد عین توپ پینگ پنگ شوت میشد اینور اونور😂😂😂😂 عرررر قلبممم تیاام بچم مردد لنتی زیادی زود بود برا شکست عشقی🥲💔