پارت ششم :

این یک هفته خیلی بد تمام شد. عقربه های ساعت هم با من بد بودند دیر می گذشتند،  بلاخره امیر اومد. وقتی به من سر زد  اخم هایش در هم رفت.

_الی خانومی من چش شده خوبی؟ بچه خوبه؟ چیزی شده؟

بغضی که تو این یک هفته قصد پاره کردن گلویم را داشت سر با ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!