پارت پنجاه و ششم :

خیلی نا محسوس این طرف و آن طرفش را نگاه کرد.
دست کرد داخل جیبش و یک چیزی که نفهمیدم چیست در آورد.

یک گوشه کمین کرد، بعد سریع جا به جا شد و به آن سمت دیوار رفت. نمی فهمیدم دارد چه می کند.

بعد از چند دقیقه، آن وسیله را داخل جیبش گذاشت و رفت رو به روی در باشگاه ایستاد.

بعد از مکث کوتاهی، مانند مرد عنکبوتی از در گرفت و بالا رفت.
صدای گاز موتور آن عموی مهربان، حواسم ر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۲۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • مرضیه

    5

    تا اینجا ک خوندم عالی بود ممنون از نویسنده عزیز🙌❤

    ۶ سال پیش
  • سینا

    14

    یکم هیجانی کنین اه پارت هاشم که خیلی کمه

    ۶ سال پیش
  • Samin

    2

    من این رمانو از اول تا الان خوندم معرررکس😍😍😍😍😍👍👍👍👍👍

    ۶ سال پیش
  • فریال رل شکیب

    12

    پارت هارو طولانی تر کنید و عاشقانش کنین دیگه از فضولی نمیدونم چیکار کنم 🙃

    ۶ سال پیش
  • S_a_ra

    15

    زیاد هم عاشقانَش نکنید آبکی میشه😕🙂

    ۶ سال پیش
  • نیما

    16

    رمان خوبیه ولی خب اینطور که مشخصه پارت هاش خیلی کمه ولی خب برای منی که تازه به جمع رمان خونا اضافه شدم عالیه.👌🏻🙂

    ۶ سال پیش
  • پری

    14

    خیلیی کم بود

    ۶ سال پیش
  • nasrin

    38

    بد نبود ممنون از نویسنده عزیز...بدبخت حامی چون فقط 3یا4 ساعت وقت داره که بخوابه😞😞

    ۶ سال پیش
  • ارسیما

    24

    خوب بود ولی اتفاق خاصی نیفتاد لطفاً هیجانی ترش کنید

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️