پارت پنجاه و چهارم :

لاریسا لب زیرینش را به دندان گرفته بود و مدام انگشت‌هایش را در هم قفل می‌کرد‌. قرار بود تنها او و استفان در اتاق بازجویی باشند و باقی در اتاقی که به اتاق بازجویی دید داشت، بمانند.
نمی‌دانست چقدر منتظر مانده بودند ولی با صدای گوشی استفان همه از جایشان برخاستند.
- مواظبش باشید و از در پشتی بیاید. حواستون باشه کسی نبینه و هیچ خبرنگاری اونجا نباشه. تمام!
با قطع کردن گوشی، به سمتشاÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Dayana

    1

    اخلاقش خیلی شبیه ایوانه ولی هنوزم میگم اون نیست

    ۵ سال پیش
  • Hesel

    5

    خود ایوان دستگیر شد؟

    ۵ سال پیش
  • FMA

    7

    وایییییی چ خفنهههههه زرنیخ کراش زدم روش💔😐 آخ چ حرصیییی میخوره استفان😂 ولی معلوم نیس چی تو اون مغز جذاب و سَمیش میگذره...!

    ۵ سال پیش
  • الما

    9

    ولی خیلی شبیه ایوانه همونقدر شیطون و سرتق و حرص درار و جذااااب😁

    ۵ سال پیش
  • بهاره?

    8

    به نظرم خود زرنیخ هستش واین جوری میخاد با پلیس همکاری کنه واون قاتل ها رو با هم از بین ببرن

    ۵ سال پیش
  • اینا

    2

    واقعا گیج شدم ولی به احتمال زیاد ایوان نیس چون اون تو کمپیوتر می دید چی داره میشه اون نیس

    ۵ سال پیش
  • مهدیه

    8

    زرنیخ واقعی رو دستگیر کردن؟

    ۵ سال پیش
  • Sahar

    11

    یعنی چی من الان گیج شدم انگار خوده ایولن🤔🤔🤔

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️