به طعم خون - VIP به قلم مرجان فریدی
پارت سی و یک :
قهقهه زد:
_کی میخواد جلومو بگیره؟
با حرص و کینه غریدم؛
_نمیتونی بهشون دست بزنی...نـــ...م...نمیتونی!
نفس نفس میزدم.از درد ناله ای کردم
_مامانت...اوم...میتونم یکم از خونش و بخورم...یکم!
جیغی زدم و درحالی ک از درد به خودم میپیچیدم نعره زدم:
_خفه شو...خـــــفه شو!
موهام به بالا کشیده شد.
از درد ناله ای کردم، کنار گوشم غرید:
_میکشمشون...جلوی چشمات...تک تکشون و سلاخی میکÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
الهه
0من حرفی ندارم یعنی پشمامم
۳ سال پیش..
2بی صبرانه منتظرم جمعه بشه بشینم پارت جدیدو بخونم😐😂
۵ سال پیشMehrAna
3دیوانگی محضه اگه بخاطر آرون قید این دوتا کراشو بزنی 😐😂 عالی بوووووووووووود مرجان عاشقتمممممم❤💋
۵ سال پیشnarges
4ای خدا من میمرم تا جمعه 🤯 عالی بود👏🏻👏🏻
۵ سال پیشستیا
4نویسنده عزیز خیلی رمانت قشنگه لطفا بیشتر بذار
۵ سال پیشHana
6پشمااام پرام واااو من غشش من هنگ عررر چ مرموز چ هیجانی چ خففن اوخودا مَوطمیو یکی منو جم کنه😂گرگینه..خوناشام..حابل جاذابان عزیز هققق چنقده زیبا چنقده دووست یااااه🤤😂💃 عااالی و بسی خفن ماچ بتون😋💋
۵ سال پیش*&*
6عجب !
۵ سال پیشN
8وایی اینن پارت خیلیی هیجانی بوددد🥲
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

موفرفری
0شتتت چقد هیجاااان مشخص نیس کی خوبه کی بد😬😬