پارت چهل و یک :
پرستاری بداخم وارد اتاق شد و لب به تندی باز کرد:
- چه خبرتونه؟ چرا اینقدر شلوغ کردین اتاق رو. تشریف ببرید، فقط یه نفر میتونه به عنوان همراه وایسه!
نگاهها بین هم چرخید و رایمون رو به پرستار گفت:
- من خوبم، میخوام برگردم خونه!
- تشخیص دکتر این نیست؛ اگر رفتید عواقبش پای خودتون. احتمال اینکه نصفه شب حالتون بد بشه هست.
رایمون بیتعلل جواب داد:
- مشکلی نیست؛ مسئولیتØ
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
Mari
2هر چقد نینای ساده باشه بجاش رایمون زرنگه و مراقب همه چی هس😁😁
۵ سال پیشM
1از ساده لوحی نینای خندم میگیره🤭 ناخواسته واسه رایمون دردسر میسازه . اخر گیر ساواک نیوفتن خوبه🤭😂
۵ سال پیشS...
1به نظرم رایمون باید نینای و با طناب ببنده به خودش که یه وقت خرابکاری نکنه وگرنه دودمان بیچاره رو به باد میده😐😂🤦🏼 ♀️
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

میم
1الان باید می گفت با داییت برو ودنبال حاجی نباش که با این سادگیت حتما برباد می *** اما دلش نمیاد که برن 😍