پارت چهل :
اتابک وارد اتاق شده و سر تا پای نینای را از نظر گذراند. دخترک چند قدمی به عقب برداشت و او اشاره به صندلی کرد و گفت:
- بشین.
نینای نیمنگاهی به صندلی انداخت و سر بالا انداخت:
- نه، میخوام برم. من که کاری نکردم. چرا آوردین اینجا؟ من فقط گم شدم.
اتابک سمت میز چوبی کنج اتاق رفت و کمی مابین پروندههای روی میز را گشت. با خونسردی پرسید:
- گم شدی یا فرار کردی؟
دخترک فورا سرش را Ø
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

میم
1آفرین به رایمون فورا فهمید اینارو تعقیب می کنن،امیدوارم حداقل اتاقشون پیدا نکرده باشن🤔