شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت نهم :
تمام عضلات صورتم از درد جمع شد. دست هایم ناخودآگاه مشت شدند.
خیلی داشتم جلوی خودم را می گرفتم که نعره نکشم.
پاشنه ی نوک تیز کفش قرمزش را با فشار، روی پایم می چرخاند.
با نفرت نگاهش کردم،اما نگاه او هیچ تغ ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
ستایش
0بهترین رمان