پارت هشتم :

صدای گریه های هستی در گوشم صدا کرد..


باز هم خاطرات عذاب آور به سراغم آمدند.

-----


یک هفته قبل...


- حامی من خودم اون پول رو جور می کنم.


مشتی به دیوار کوبیدم و گفتم : از کجا احمق؟! از ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!