پارت هفتم :

مشغول آشپزی بودیم که مامان داخل آشپزخانه آمد. گوشه‌ای روی صندلی نشست و با فکری درگیر مشغول تماشای من شد. هر بار می‌خواست چیزی بگوید اما فقط لب‌هایش حرکت می‌کرد و بعدش هیچ!
نمی‌دانست تمام حواسم به اوست و تلاشش را برای گفتن حرفی می‌بینم و پس با خیال راحت هر بار سکوتش را اداÙ

پارتگذاری رمان به اتمام رسیده است و به علت ویرایش تا زمان اتمام ویرایش دیگر امکان مطالعه آن را ندارید.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Hesel

    3

    ایول به سروه👌

    ۵ سال پیش
  • مهسا

    22

    چقد حال کردم ک گوشیو روش قط کرد🤣

    ۵ سال پیش
  • میم

    26

    دلم خنک شد چقدرازشخصیت سروه خوشم میاد ازاین دختر های نازنازی توی رمان ها نیست...دمت گرم نویسنده جان ....👍😘

    ۵ سال پیش
  • devil

    27

    از قاطعیت و فهمیدگی و قوی بودنش خیلی خوشم میاد عالیع این دختر ..اکثر شخصیتای دختر رمانا لوسن همش گریه اما این عالیع

    ۵ سال پیش
  • ---

    26

    حالا این رمانه ولی تو دنیای واقعی من این فن های دو آتیشه رو درک نمیکنم که همین کارا میکنن، اینا یکم عزت نفس ندارن یعنی....از عرشیا خوشم میاد، سروه ام خیلی خوبه

    ۵ سال پیش
  • Z

    27

    وقتی خودمو میزارم جای سروه حس میکنم قلبم درد میکنه💔

    ۵ سال پیش
  • ستیا

    21

    برعکس تو میگم نه کار درستی کرد

    ۵ سال پیش
  • رائیتی

    20

    اره موافقم ولی سروه خوب داره پیش میره افرین همین جوری ادامه بده👌

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️