پارت ششم :

مامان میان حرف زدن با بابا، نگاهش روی من ثابت ماند.
- می‌خواستی یه چیزی بگی. عرشیا چرا نیومد؟
ماندم جدی در موردش حرف بزنم یا خیلی عادی در حالی که جرعه‌ای از چایم می‌نوشم.
راه اول را انتخاب کردم چون به نظرم عاقلانه‌تر و مناسب‌تر آمد.
پا روی پا انداختم و نگاهم را بین

پارتگذاری رمان به اتمام رسیده است و به علت ویرایش تا زمان اتمام ویرایش دیگر امکان مطالعه آن را ندارید.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • .

    12

    خانم آبدار قلمتون با هر ژانری که باشه عالیه امیدوارم همیشه همینطور با انرژی پیش برید فقط حیف که پارتاش دیر به دیر ارسال میشه ، بازم ممنون.

    ۵ سال پیش
  • K,gh

    7

    سروه نمونه یه دختر خود ساخته و قویع 👏👏👑⁦❤️⁩👸قلمت عالی که نه فراتر از عالی بودنه امیدوارم هرروز بیشتر از دیروز بدرخشی!❤️⁩👑

    ۵ سال پیش
  • ---

    31

    چه عجب ما یه دختر دیدیم تو رمان که بدبخت یه پسر نباشه و منطقی باشه...خوشمان امد

    ۵ سال پیش
  • ستیا

    12

    دقیقا تو رمانا همیشه دختر به یه پسر میچسبید

    ۵ سال پیش
  • کیانا

    21

    نویسنده ی عزیز رمانت خیلی خوبه اما باور کنید پارتا فوق العاده کوتاهه جوری که تو ذوق میزنه پارتا حتی از خلاصه ی رمان کوتاه تره توی رمان آنلاین پارت ها باید طولانی باشه چ برسه به اینکه یک روز در میونه

    ۵ سال پیش
  • حدیث

    21

    رمان عالی واقعا هم همینه دختر واقعی ولی رمان پارتاش فوق العاده کمه

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️