پارت پنجاه و دوم :

پدر ادامه داد:- من به تمام هم‌پیمانانمان در سراسر سرزمین خبر رسانده‌ام که چمروش مرده است. با شنیدن مرگ چمروش، وفاداری بسیاری از حاکمان شهرها به هامین سست شده. آن‌ها به ما خواهند پیوست تا پیروزی و سلطنت من را به قطعیت برسانند. به خوبی آگاهند که در مقابل من نمی‌توانند مقاومت کنند. 

بازگشتم و کنار پنجره ایستادم. باید صبر می‌کردم تا صحبت‌هایشان تمام شود و بعد به تنهایی با مینوتا مÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • بنده خدا

    5

    وهمچنان منتظر 🥺چراساعت نمیگذره🥺😭😓

    ۵ سال پیش
  • آریل

    5

    من میگم سوخرا یا زادان میدونن یکی زیر تخته یا وقتی رفتن بیرون هوم با درمنه حرف میزنه یا درمنه میمونه فردا که هوم خوب شد هوم میفهمه زیر تخته😂بب نویسنده به کجا رسیدیم که از کنجکاوی خودمون ادامه میدیم

    ۵ سال پیش
  • Zarnaz

    7

    هوراااااا هوم خوب میشههههه😍🤩❤️💓💘مرسی نویسنده جون عالی بود🤩🤩😍😍👏🏻👏🏻👏🏻

    ۵ سال پیش
  • آرو

    15

    خبرای خوشی تو راهه ها .. فک میکنم!😉😉

    ۵ سال پیش
  • م

    1

    پدر هوم کیه؟🤔زریر و تیس وهامین برادرن.تیس عمویه هومه، هوم برادر زاده زادانه. من گیج شدم یکی راهنماییم کنه

    ۵ سال پیش
  • ؟

    11

    کِی زادان به تیس گفت عمو؟

    ۵ سال پیش
  • آهوو

    14

    خداکنه دیگه پیش زریر وخانوادش برنگرده..خداکنه هوم هرچه سریع تر بهوش بیاد اخه این طورکه مشخصه باباشم از پس زادان برنمیاد فقط هوم میتونه درمنه رو از خشم زادان نجات بده.هوم و زادان برادن😄هوم کوچیکتره؟یا

    ۵ سال پیش
  • بنده خدا

    23

    ای کاش درمنه رو پیدا کنند پدرش بفهمه تسخیر شده بتونه نجاتش بده و دوباره با نقشه بره پیش زریر چنگده خوب میشه 😁

    ۵ سال پیش
  • سارا

    4

    نویسنده جان من اصلا تو مخم نمیره ک ی ادم اینقدر ب حس های درونیش گوش بده و هر چی میگن انجام بده..یعنی عقل درمنه نمیرسید ک اگه هوم رو خوب کنه یعنی چمروش رو خوب کرده و کار رو برای مثلا خانوادش سخت کرده؟؟

    ۵ سال پیش
  • مریم

    18

    غیر ارادیه..چون هنوز درمنه توی وجودش هست

    ۵ سال پیش
  • سعیده نعیمی | نویسنده رمان

    بعد متوجه می‌شید

    ۵ سال پیش
  • __♡ftm♡__

    23

    من دلم میخواد درمنه زودتر حافظش برگرده هرچه زودتر بهتر 😪

    ۵ سال پیش
  • دخی اریایی

    18

    اخیش خیالم از بابت هوم راحت شد 🤗داره هیجانی میشه دوباره 🤭😂

    ۵ سال پیش
  • مریم

    26

    آفرین درمنه یه کار درست تو تمام عمرت کرده باشی همینه که هوم رو نجات داری

    ۵ سال پیش
  • فاطی

    19

    وااااای خداروشکر هوم خوب میشه🥳😍❤. این دو سه روز افسردگی گرفته بودم. ممنون نویسنده جان بابت رمان خوبتون❤❤

    ۵ سال پیش
  • مریم

    16

    خدارو شکر هوم نجات پیدا کرد

    ۵ سال پیش
  • تنها

    25

    خدا کنه همینجا حافظش برگرده دلم برای درمنه قبلی تنگ شده

    ۵ سال پیش
  • م

    24

    هوم خودش را به خواب زده حضور درمنه ودرکنارش فهمیده است

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️