پارت چهل و پنجم :
با وجود عصبانیتش نتوانستم لبخندم را پنهان کنم و دست به سینه تماشایش کردم.
مینوتا با جعبهای جواهر نشان به تالار برگشت و کنار او زانو زد. به کمک پدرش زره و لباس شیشم را از تنش خارج کرد و او را دراز به دراز روی مرمرهای کف تالار خواباند. زخمهایش را از خون تمیز کرد و بعد درِ جعبه را باز کرد. سنگ سیاه و بزرگی را از آن بیرون آورد. با گرفتن شعلهای بر روی سنگ، عرق و روغن از آن خارج شد. چش
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
0ولی فک کنم اون فرزندای اول پادشاه ها که میگفتن میمیرن در اصل با شرنوشت تبدیل شدن به چمروش به دنیامیان تیس برادرشاه و هوم پسرشه برا همین ممکن بودزادان در اینده با هوم دشمن بشه چون برادرشه
۵ سال پیشSheyda
7سلام خسته نباشیدشما این رمانو جای دیگه هم بارگزاری میکنید؟چون من کلمه گاندروج رو توی گوگل سرچ کردم و دوتا سایت اومد که نتونستم واردش بشم ولی از بیرون یه چیزایی درباره شیشم و مینوتا و گاندروج نوشته بود
۵ سال پیشبنده خدا
5آره راست میگی منم زدم همینطوری شد
۵ سال پیش
سعیده نعیمی | نویسنده رمان
سلام عزیزم هشتگ اینستاگراممه و چون پیجم قفله نمیتونید وارد بشید
۵ سال پیشعسل
5میشه لطفا عکس گاندروج و مینوتا رو هم بزارید
۵ سال پیشگلی
2میشه لطفاً اینجا بزاریدعکسابقیه رو خواهشاً 🥺🙃
۵ سال پیشshila
1یاد هری پاتر افتادم که موجود گروه گریفیندور گریفین بود و اسلیترین مار. کلا رمان باحال و به شدت عالیه، توصیه میکنم بخونید
۵ سال پیشآرو
9نویسنده فقط هوم تا آخر زمان زنده باشه و پایان خوش... لطفا🥺🥺🥺😭
۵ سال پیش☆Sahel☆
0به نظر من میونتا و زریر میخوان درمنه با زریر یا شیشم ازدواج کنه
۵ سال پیشغزل
6واییییییییییییی😬😬😬😬😬😬هیجانننننننننننن نفس کششششششششش عالیه به مولا رمانت😍😍
۵ سال پیش
سعیده نعیمی | نویسنده رمان
پارتهای تلگرام تا همین جایی هست که امروز میخونید. از اینستاگرام هم حذفش کردم.
۵ سال پیش
سعیده نعیمی | نویسنده رمان
پارتهای تلگرام تا همین جایی هست که امروز میخونید. در اینستاگرام هم حذف کردم
۵ سال پیشshila
8احتمالا هوم پسر شاهه ولی بخاطر قدرتی که داره اونو از مردم مخفی کرده و تیس هم براده هامینه و هوم این قدرت رو از تیس به ارث برده البته گفتم احتمالا.
۵ سال پیشچشانا
6من الان چطوری تافردا صبرکنم نه یکی به من بگه چطوری👺وعلامت سوال جان پونزده ساله😂وقتی شیشم داره میگه همه اونارو میخوام بکشم تامانعی نباشه یعنی هوم و تیس شاهزادن وهمون پسر های اول شاه ها هستن 😶
۵ سال پیش؟
5چشانا جان نفهمیدم منظورتو اما منظورم این بود شیشم میخاد همرو بکشه و نمیشه اینطور برداشت کرد ک چون میخاد هوم رو بکشه پس هوم شاهزادس
۵ سال پیشپرنیا
8تیس عموی هوم بود... تویه قسمتای اولیه داستان وقتی با هوم صحبت میکرد هوم اونو عمو خطاب کرد.. پس احتمالا تیس و شاه هامین برادرن🤷🏻 ♀️
۵ سال پیشآشوب
6چمروشو تسخیر کرد،بعد درمنه ام گف که رفتار هوم مثل اشراف زاده هاس نه مثل برده ها،فک کنم پدر هوم شاه هامیش باشه یا یکی از شاه های دیگه نمت
۵ سال پیشآشوب
11عا قبلا تو کتاب تاریخ پادشاه ها فرزندای اولشون و از دست دادن ولی فکر کنم اون ها فرزندان همون چمروش باشه که تو اون پوست اهو نوشته شده بود،اونا نمردن بلکه مراسمی انجام دادن که بشه با استفاده از اونا
۵ سال پیشمریم
10این پارت کم بود ولی خدایی وقتی گاندروج رو تصور میکنم کرک و پرم میریزه😂
۵ سال پیش؟
22وایی نویسنده جون گاندروج هم عکسش هست ک بزارید؟ولی باحال شد بنظرم سوخرا ک گفت ستونو خراب کنن تو اون کتابخونش ی نشونی ازینکه بدون ستون چمروشو احضار کنن داشت و امیدوارم هوم هم اونارو بلد باشع
۵ سال پیشمری
5بابا دقتتت
۵ سال پیشعاطفه
9واااای بدجوری تو خماریشم 😫😭
۵ سال پیشم
9یعنی هوم شاهزاده یه که مخواد از سرراه سلطنت برکنارش کنه؟ یاچون قدرت تبدیل به چمروش شدن داره میخواد بکشش
۵ سال پیش؟
1نوچ [هوم چون قدرت چمروشو داره برا اون میگ وگرنه اگ قرار بر این بود ک بخاطر جمله شیشم بگیم هوم شاهزادس پس تیس(ناشناسه هنوزم)هم ی شاهزادس] که این استدلال کاملا غلطه
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

زینب
2یکی از بهترین رمان هایی هست که تا به حال خوندم میخوام واقعا از نویسنده تشکر کنم بابت نوشتن همچنین رمان عالیییییییییییی