پارت چهارده :

پیشانی‌اش را خاراند و باقی اعضای تیمشان را بررسی کرد.
ویلیام بیل، روانشناس جنایی سازمان، مردی سی و دو ساله که از صورتش شیطنت می‌بارید. موهای مجعد خرمایی داشت و چشمانی قهوه‌ای و بینی گوشتی و لب هایی نسبتا درشت و صورتی بدون ریش!
رز گرای، هکر سازمان بود... دختری بیست و هفت ساله که افتخارات نسبتا خوبی در کارش کسب کرده بود و مصمم بودنش از چهره‌اش پیدا بود. چشم‌هایی سبز و موهایش زیتونی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Dayana

    1

    ایوان که چند شخصیتی نیست؟ هست؟ واقعا این کسانی که دربارش حرف میزنه کین؟

    ۵ سال پیش
  • *♡~دلوان~♡*

    10

    اخ من فدای شخصیت مرموزت ایوان ، ولی این دختر یا پسره که باهاش حرف زد کیه؟ کسایی که میگه مجبورم میکنن کین؟

    ۵ سال پیش
  • me

    9

    ما چ میدونیم! این سوالا برا همه پیش میاد باید صبر کنیم تا بفهمیم کی ان :/

    ۵ سال پیش
  • *♡~دلوان~♡*

    9

    من منظورم این بود که نویسنده زودتر شخصیت های مجهول رو فاش کنه😐

    ۵ سال پیش
  • هارلی

    8

    فکر کنم همون سایه ها...... خیلی فیلم خوبی داری میدون یکجا باید حاشیه بری و کجا بری سر اصل مطلب :)عاشقتیم

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️