پارت چهل و نهم :

- در نرفتم نگران نباش. خونواده تو خونواده منم هستن.
مادر تو برای منم مادری کرد.

یاد گذشته اش افتاد و گفت : حیف اسم مادر که روی اون عفریته بذارن.
نوچی کردم و گفتم : هرچی باشه مادرته.اینجوری نگو.

باز جوش آورد.
- چه مادری؟ چه کشکی حامی؟
ننه ای که بیست و چهار ساعت پی الواتی و خوش گذرونیه به چه دردی می خوره؟
شب تا صبح تو تب می سوختم پا نمی شد بگه چه مرگته، بگه چرا ن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسرین

    9

    به نظر من عکس حامی و ارامش و ارکان و باربد خوبه ه شخصیت هاشون میخوره..ولی عکس هستی ماهرو واقعا بده😐😐

    ۶ سال پیش
  • A.S

    4

    دوستای عزیز چرا اصل مطلب رمانو نبیچسبید همش از عکس شخصیتا شکایت میکنین😐

    ۶ سال پیش
  • قلب یخی

    1

    خداکنه هستی باارکام ازدواج کنه لطفا عکس ارامش عوض کنین خیلی زشته تواین عکسش

    ۶ سال پیش
  • هستی

    2

    ارهههع منم میخ. ام هستی و ارکان به هم برسن 😁و رمان عالی حتما بخونین ممنون از نویسنده عزیز

    ۶ سال پیش
  • Nasrin

    11

    از مادرهایی مثل مادر ارکان متنفرم.. چون اونا باعث میشن که یه سری ادمایی مثل ارکان نابود بشن و با عقده بزرگ بشن..البته ارکان عقده ای نیست ولی غمگینه...ولی در اخر از نویسنده جون ممنونم 😘😘

    ۶ سال پیش
  • هستی

    2

    بیچاره ارکان

    ۶ سال پیش
  • سینا

    3

    نرگس خانوم یکم زود زود بزار ادم پارت تا میاد ادم یادش میره چی به چی بود از کجا مونده بود مرسی

    ۶ سال پیش
  • ࿌?

    8

    هعی خوب بود فقط خیلی آدمو تو خماری میزارین😑

    ۶ سال پیش
  • نازنین

    14

    آقا خماری چیه من تا دوباره پارت میزارین از کنجکاوی اینکه چی میشه جون به لب میشم. و یچیز دیگه اینکه متن تو پارت کمه حداقل اونو بیشترش کنید

    ۶ سال پیش
  • اهم اهم

    3

    این پارتش باحال بود

    ۶ سال پیش
  • نرگس

    31

    تا خماری بعدی شمارا به خدای متعال می سپارم 🤣🤣🤣

    ۶ سال پیش
کپی شد!