شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت چهل و هشتم :
سیگارش را گوشه ی لبش گذاشت و روشنش کرد.
کمی خم شدم و نیم نگاهی به آن دختر انداختم.
زل زده بود به آرکان. از حق که نگذریم، آرکان واقعا جذاب بود.
همان نگاه آسمانی و خمارش حسابی از دختر ها دل می برد.
دستش را لای موهای لختش فرو برد و از داخل اینه دیدم که چشمکی به دخترک زد.
آرام خندیدم و سری تاسف بار برایش تکان دادم.
دیگر داشت زیاده روی می کرد.
چراغ هم هنوز سی
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۶۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطی
1همه چیز داره یه نواخت میشه بنظرم یکم تنوع بدید بد نیس مرسی ایشالله همیشه قلمتون پر انرژی باشه 😍
۶ سال پیشNasrin
11دوستان یه سوال..مگه ارکان عاشق هستی نبود؟؟؟بعد اگه ارکان هستی رو میخواد پس چرا حامی میخواست تو یکی از قسمت ها ماهرو رو برای ارکان جور کنه؟؟؟؟؟ 😕😕 من واقعا گیج شدم.....
۶ سال پیش؟
3من همون وسطای رمان گفتم ماهرو و ارکان عاشق هم میشن
۶ سال پیشزهرا
6نگید پارت کم بود متن رمان که از تو آسمون نازل نمیشه بیچاره باید فکر کنه و اینکه ......همون حرف قبلی ....شخصیت حامی 😔😔ولی کلا مرسی امید وارم انرژی واسه نوشتنت همیشگی باشه👍👍
۶ سال پیشقلب یخی
1عالی بود مثل همیشه عالی عالی ولی کم بود وای خیلی قشنگه ممنونننن😘😘😘😘😘
۶ سال پیشسنا
6حالا ماهرو و آرامش هیچی ولی عکس حامی و باربد باید عوض شه اصلا به شخصیشون نمیخوره 😐😂
۶ سال پیشS_a_ra
5بنظرم خوب بود .از نظر من که نباید تو همه ی پارت ها یک اتفاق هیجان انگیز بیافته 🙂
۶ سال پیشنرگس
3به نظرم یکم آرومتر پیش برین داریم گیج میشیم خداییش😐
۶ سال پیشستا
6زیاد پارت نداشت خواهش می کنم بیشتر بزارین ممنون
۶ سال پیش༻࿌?
0😐اصلا چیزی خاصی تو این پارت
۶ سال پیشمریم
8خیلی کم بود
۶ سال پیشدلسا
2این پارت های اخر دیگه داره خیلی یکنواخت میشه واینکه هر پارت جدید کمتراز پارت قبلی باتشکر🙏
۶ سال پیشNasrin
15سلام ممنون این قسمت چیز خاصی نداشت و خیلییییی کم بود😟😟 امیدوارم قسمت های بعدی بهتر باشه ممنون😘😘
۶ سال پیشRm
4موافقم
۶ سال پیشهانی
10این پارت زیاد خوب نبود خدایی😑
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
2خیلی کسل کننده شده یه ذره هیجان بدین ولی در صورت خوب بود