پارت نوزده :
حرفهایش در مورد در امان بودن پدرم، به من آرامش میداد. با چشمانی سرشار از تحسین و ستایش به او خیره شده بودم. افکار و هوش و حتی خواستههایش اصلا شبیه به بقیهی بردهها نبود. از طرز نگاهم با تعجب خودش را برانداز کرد و پرسید:- چرا اینگونه خیرهام شدهای؟
در جوابش گفتم:-اگر از کودکی با تو بزرگ نشده بودم با خود میگفتم که حتما فرزند یکی از بزرگان شهری که مدتها برای تعلیم و پرورش اÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
ددد
2از افره بدم میاد خیلی خودشو دست بالا میگیره
۵ سال پیش..
8چجوری فهمیدی خودشو دست بالا میگیره؟ آفره که خیلی هم خوب و مهربونه
۵ سال پیشدخی اریایی
8میشه عکس شاهزاده زادان رو هم بزارید؟ ♥
۵ سال پیشVesta 20
5خوب بود
۵ سال پیشnazanin
16اصلا از شاهزاده خوشم نمیاد ، دلم می خواد هوم و دورمنه با هم باشن ... 🤔🙄
۵ سال پیشآهوو
8چرا خوشتون نمی یاد بخاطر حرف هایی که راجبش شنیدین..ولی من خوشم میاد هم از هوم هم از زادان..من کلان ملکه شدن رو دوست دارم رایه همینه که هی زادان و درمنه رو کنار هم می چینم ولی حس می کنم درمنه هوم رودوس
۵ سال پیشاریل
7فعلا هیچی به هیچیه ولی از کجا معلوم شاهزاده بد نباشه اصلا کی گفته بده که درمنه ازش خوشش نیاد حسی بهم میگه هوم از آفره خوشش میاد البته میگم شاید بعدا
۵ سال پیش???
11نمیدونم چرا حس میکنم درمنه ملکه نمیشه و هوم و درمنه با هم هستن ولی از یه طرف خوندیم که پدر درمنه گفت سرنوشت درمنه با خوانواده سلطنتی گره خورده😐فکر کنم درمنه هوم رو دوست داره اینجور که معلومه
۵ سال پیش؟
13اومم ن واقعا سرنوشتش گره خورده ب خاندان سلطنتیه فقط چطوریش معلوم نیس😃😂😐
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

دِ آخه به تو چه
0آقا این شیشم چرا انقدر خفنه ولی تو رمان نمیاریش...یه عالمه قسمته از اول رمان منتظرشم یه پارت قبل یه اشاره ای بهش کردی که زیر تخت درمنه رو گرفت ولی الان انگار نه انگار