پارت بیست :

با شگفتی پیکانِ رها شده از زِه را با چشم دنبال کردم‌. تیر پرواز کرد اما به جای اصابت به دوکا، به چیزی که از چنگالش رها کرده بود برخورد کرد.

هوم به آبتین گفت:- آتش را بیاور.
خودش با سرعت به سمت جایی که آن شی به زمین برخورد کرده بود دوید‌. آبتین مشعلی از آتش کوچکی که برپا کرده بودند برداشت و به دنبال هوم رفت. من و آفره هم منتظر نماندیم و در پی‌شان دویدیم. چیزی که روی زمین افتاده بود

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • آهوو

    6

    نمی دونم چرا ولی احساس می کنم شازده زادان از درمنه خوشش میاد و درمنه هم که دیگه معلوم هوم رو..... نویسنده جون رمانت عالیه هم قلمت حرف نداره تورو خدا یکم پارتا رو بیشتر کن اگه امکاچ داره با تشکر فراوان

    ۵ سال پیش
  • چشانا

    10

    واااااااااااااااا اولین رمان داخل برنامه است که انقد پارتاش طولانیه من هربار که میخونمشون دعا میکنم نویسنده پارتا رو کمتر نکنه😑فکر کنم از بس تو رمانای دیگه این جمله رو گفتین دیگه عادت شده

    ۵ سال پیش
  • عسل

    6

    عزیزم درسته که پارتها به نسبت پارتی بقیه رمان بیشتره ولی بنظرم خیلی بجا و خوبه چون این رمان یکی از بهترین رمانای این برنامه و خواننده رو تشویق میکنه به خوندن بقیه رمان

    ۵ سال پیش
  • اسرا

    0

    سلام خانم نعیمی شمابهتربوداسم ابتین همان اسم آتبین که مربوط به اوستابود منوشتیداینطوربهترنبود؟

    ۵ سال پیش
  • خودم

    12

    معلومه داری دنبال زیر بغل مار میگردی حالا آبتین یاآتبین چه فرقی داره تو رمان

    ۵ سال پیش
  • اسرا

    1

    نویسنده اینهمه زحمت کشیده اسمهای قدیمی گذاشته بعدشما میگیدفرقی نمیکنه که نویسنده ازچه اسمی استفاده میکنه؟

    ۵ سال پیش
  • بنده خدا

    7

    خوب تو داستان ضحاک یا افسانه ماردوش اسم آبتین اومده این که نشدحرف اسرا جان😔

    ۵ سال پیش
  • ???

    5

    خانوم نعیمی باید از تو میپرسید اسرا جان 😕

    ۵ سال پیش
  • اسرا

    3

    نظرم دادم همونطورکه همه شما الان داریدنظرمیدید یک چیز عادی ممنون ازشماها

    ۵ سال پیش
  • سعیده نعیمی | نویسنده رمان

    درسته عزیزم درواقع آتبین شکل صحیح اسم آبتینه ولی چون تلفظش سخت‌تره زبان خود به خود و به مرور زمان برای راحتی در گفتار تغییر میکنه. آبتین هم اسمیه که سالهاست جا افتاده و از نظر من انتخابش درست تر بود ت

    ۵ سال پیش
  • اسرا

    2

    ممنون بابت پاسخ گویی

    ۵ سال پیش
  • دلربا

    6

    تاژ خودشیرین🤬بنظرم اخرش تاژ با شاهزاده ازدواج میکنه و اخرش برای درمنه نقشه میکشه تا درمنه رو از سر راهش بر داره🤔😣

    ۵ سال پیش
  • خودش

    9

    بی صبرانه در انتظار تصویر بقیه ی شخصیت ها هستم .

    ۵ سال پیش
  • چشانا

    11

    من چرا هی فکر میکنم یهو یکی میزنه تو فاز عادی صحبت کردن اصلا دست خودم نیست😳😳

    ۵ سال پیش
  • !!!

    12

    داری داخل رمان محو میشی برا همونه

    ۵ سال پیش
  • بنده خدا

    15

    خودشیرین پودر لباسشویی 😏😁اینقدر بدم میاد از اینایی که خودشونو از بقیه بهتر و بالاتر میدونن،لطفا عکس بقیه هم بذارید دیگه😭😭

    ۵ سال پیش
  • ?

    21

    ایییش دختره ی خودشیرین میخاد خودشو قالب کنه به شاهزاده زادان😐 البته کیه ک از ملکه شدن بدش بیاد😐😂

    ۵ سال پیش
  • ???

    17

    خببب الان من موندم از تاژ بدم بیاد یا نه 😆😂😂

    ۵ سال پیش
  • مژی

    23

    این بهترین رمانیه که خوندم با اینکه تخیلیه ولی انگار خیلی واقعیه دمت گرم نویسنده جون مثل فیلم میشه تصورش کرد😘😘😘

    ۵ سال پیش
  • مژی

    24

    خیلی از جواب درمنه حال کردم خوب حال اون دختره گرفت 😂😂😂

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️