ویانا نیوز به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت دویست و سی و هشتم :
خودمم خنده ام گرفت، راست می گفت خیلی شلوار بود، مهیار که هیچ، تا پنج نفر راحت ظرفیت داشت ولی عوضش راحت بود.
- من تو خونه در حالت عادی شیک پوشم اما خب... تو خواب ازم این و نخواه!
لبخندی زد و جلو اومد.
- نمی خوام، راحت باش!
دیدم داره بی تفاوت از کنار کلید چراغ می گذره و من اون سمتم و تهش زحمتش میفته گردن خودم، واسه همینم تند گفتم: برق! برق و خاموش کن.
مات و شوکه سر جاش ایستاد
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
مسیح
8چ میکنه اویز با افتابه 😂😂
۵ سال پیشفاطی
9آویز از گاوم *** تره😂🤣🔪
۵ سال پیشگوگولی
16من با خوندن این پارت محو میشم و از این زندگی نکبتی لفت میدم😐😂
۵ سال پیشSaghar
19چ سمیه این آویز شعععت 😂😂😂💔
۵ سال پیشدریآآآآآآآآآآآآآآآآآ
26😐😂ویانا ناز شصت خدتو و نویسندت منم مث تو میخابم تو گرما از همی الان استرسشو داشتم ک چجوری پیش شووِر گرامی بخابم ک خیالم راحت شد😑😂🙈 ***************** :)دهنت سرویس اشپز خونه اویز 😂😂😂😂😂😂😂
۵ سال پیشخدای مننن
31خدایااااا ، آویز چقد خرهههه، اخه چقد خرهههه، آدم تا چه حد ***😑😐😶🤣 یعنی زده رو دست هرچی خرههه🤣
۵ سال پیشمریم
30خاک تو سرت اویز با این همه سوتی
۵ سال پیشالمیرا
33چه سوتی ای داد🤣
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ویانا
12خیلی خوب بود وییی 😂😂اویزم که شده مدافع حقوق آفتابه 😂مگه افتابه خار داره؟😂😂😂عالی بود