پارت چهارده :

نینای با قهر رو گرداند و محوطه را با قدم‌های تند طی کرد. از پله‌های چوبی بالا رفت و بی‌ آنکه توجهی به اطرافش کند وارد اتاق شد. دقیقه‌ای نگذشت که امین در را به شدت باز کرد و قدم به اتاق گذاشت. آنقدر محکم در را به هم کوبید که صدای کوبش در، لرز به تن دخترک انداخت. با چشم‌هایی گرد شده از ترس و تعجب نگاهش می‌کرد که دست امین بالا رفت و روی صورتش نشست. لحظه‌ای همه جا مقابل نگاهش تیره و تاریک شد و

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    0

    ممنون نگار جان عالیه مرسی از رمان خوبت خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار 🙏🏻❤🌹

    ۹ ماه پیش
  • میم

    1

    اه باز با این امید نکبت حرف زد،مهگل که همین الان تهران داره خوش و خرم زندگیشو می کنه،انگار حاجی خودشه 😠🤔

    ۱۲ ماه پیش
  • هدی

    1

    بین هر زن وشوهری همچین احترامی لازمه نباید الا ارباب باشه تا جلو جمع بهش احترام بذاری ممنون از این یادآوری نگار جان احساس میکنم باید بیشتر به ارباب قلبم احترام بذارم

    ۱ سال پیش
  • دریا

    1

    نههه نینای باید به شوهرش تکیه کنه و بهش بگه چیا دربارش شنیده اینکه امین زن قبلیشو سوزونده اصلا بهش نمیاااد

    ۵ سال پیش
  • JB

    1

    نه بنظرم امین میخواسته صحنه سازی کنه که مهگلو آتیش زده فقط مخفیانه از عمارت بردتش بیرون همون تهران که نینای شنیده بود

    ۵ سال پیش
  • بهار

    1

    بچه ها به نظرتون امین مرد خوبیه یا بد🤔

    ۵ سال پیش
  • زهرا

    1

    تا اینجا پنجاه پنجاه😑حدس میزنم که باشه هم خوبه هم بد

    ۵ سال پیش
  • S...

    1

    ☹ایششش لعنت بهش که انقدر مرموزه

    ۵ سال پیش
  • Mari

    2

    بنظرم مهگل زنده است واینا فک میکنن ب اتیش کشیده شده توسط امین

    ۵ سال پیش
  • علی

    2

    خیلی دلم میخواد بدونم مهگل کیه و چه بلایی سرش اومده

    ۵ سال پیش
  • مهی

    0

    امین مهگل رو به آتیش کشیده! مگه مهگل چیکار کرده بود

    ۵ سال پیش
کپی شد!