ویانا نیوز به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت دویست و بیست :
- برو چمدونت و ببند با مهیارت راه بیفت!
باشه ای گفتم و چند قدم جلو رفتم که یهو با یادآوری چیزی برگشتم.
- بابا اینا بر نمی گردن؟
سری به نشونه نه تکون داد.
- اونا کجا میان؟ ما کار داریم اونا که ندارن.
ابرویی بالا انداختم و به سمت پله ها رفتم.
بابا که کار نداشت اگر داشت بر می گشت فقط چون دیشب خاستگاری من بود نیومد.
چقد من هر بار اعصابم رو سر این چیزا خرد می کنم
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
مغرور
7دیگه رمان داره خیلی مضخرف و چرت میشه ن به اون اولش که از خنده ریسه میرفتیم ن به الان که فقط پوکر ایم سه پارته میخوان وسایل جمع و جور کنن حتما ده پارت هم تو راه ان دیگ با چرت و پرت های دنی هم نمیخندیم
۵ سال پیشM. M
13مهیار کدوم گوریه؟؟
۵ سال پیش۰۰
17چرا یه حسی به من میگع فریاد و سوفیا دوباره وارد رمان میشن؟!💔😶
۵ سال پیشのarყa
51😅😂😂😂فکرشو کنید مهیار نبرش خونشون
۵ سال پیشاسما
14واییییییییییییییییییییی خیلی خنده دار میشه
۵ سال پیش♡
18نویسنده جان واقعا این درسته ما با کلی شوق و ذوق بیایم که ببینیم چی شد بعد با دو کلمه حرف بین ویانا و سارا رو به رو بشیم😐😂 ولی بازم زحمت کشیدید واسه رمان...ممنون❤
۵ سال پیشمری
28ای بابا این پارت خیلی چرت بود چرا ایقد کشش میدین خو الان دو قسمتش الکی شد دو قسمت بعدی هم حتما دارن خدافظی میکنن با خانواده😏تروخدا دوتا صحنه عاشقونه بزارین باو اصلا معلوم نی مهیار کجاس😐💔
۵ سال پیشن
22خیلی مسخره شده واقعا مزخرفه
۵ سال پیشراحیل
38ببخشیدا اینو میگم.... ولی رمان خیلی چرت شده....😐😐 خیلی کش میدید مسایل رو...و از همه بدتر پارت های کوتاه...
۵ سال پیش....
27من فکر نمیکنم صحنه ی عاشقانه ای رقم بخوره
۵ سال پیشآرام
29هووم این پارت چیز به خصوصی نداشت وای یا خدا .خداکنه۵پارت تو راه نباشن😅
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

گوگولی
9من که دیگه هیچی درباره اتفاقایی که قراره بیوفته نمیگم چون نویسنده میخونده بهمون رکب میزنه همیشه نظرامون برعکس میشه تو پارتای قبل گفتیم مهیار خیانت میکنه بوقلمون دنباله ویانا افتاد😐😐😐😐😂😂😂😂😂