شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت سوم :
همانطور که منتظر به آن صفحه کوچک دیجیتالی چشم دوخته بودم گفتم : چه رمز مسخره ای. چه جوری یادش می مونه!
- اگه تو هم اینقدر ملک و مال و منالی داشتی یادت می موند.
رمز را که زدم،در با صدای ظریفی به طور خودکار باز شد.
آرکان دست هایش را به هم کوبید و گفت : دمت جیز. بریم تا دیر نشده.
هوفی کردم و آرام داخل شدم .
قدم اول را که برداشتم، همه جا مثل سازمان های حیاتی کشور قرمز شد و صدای گوش خراش آژیر ها بلند شد.
دستپاچه، به چراغ های گردانی که نور قرمز پخش می کردند نگاه کردم، اما معین که گفت اتاق ها دزدگیر ندارد!
در آن وضعیت حساس ، آرکان مانند زن ها روی زمین نشسته بود و با دو دست، گوش هایش را گرفته بود.
محکم در سرش کوبیدم و گفتم : احمق الان گیر میفتیم. پاشو بریم گم شیم!
از جایش برخاست، دستپاچه بودیم و نمی دانستیم از کدام سوراخ فرار کنیم. فقط می دویدم.
به سمت در خروجی رفتم، اما با دیدن آن محافظان غول پیکر، سر جایم خشکم زد.
آرکان دستم را کشید و گفت : بدو باید از تو شومینه فرار کنیم.
چونان رباتی که اختیاری روی حرکاتش ندارد دنبالش کشیده شدم.
میان راه، پایم به پایه ی مبل گیر کرد و سکندری خوردم،اما اجازه ندادم تعادلم بهم بخورد.
سریع خم شد و داخل شومینه رفت. پاهایش را یکی پس از دیگری ستون کرد و همانطور که پایین آمدیم، ولی با سرعت بیشتر بالا رفت.
کمی صبر کردم تا دو سه قدمی بالا برود. صدای پارس سگ نزدیک و نزدیک تر می شد.
داخل شومینه رفتم و یکی از پاهایم را روی دیوار گذاشتم. همینکه خواستم پای دومم را بلند کنم،
صدای پارس آمد و در کسری از ثانیه، جای دندان هایه تیزش را پشت دو قول پایم احساس کردم.
از درد، آخ بلندی گفتم و دوباره روی زمین فرود آمدم.
پایم هنوز در دهنش بود و فشار دندان هایش بیشتر و بیشتر می شد.
یکی از محافظ ها، با صدای کلفت و گوش خراشش گفت :مجید اون یکی از تو شومینه در رفت. برو دنبالش!
از شدت درد نمی دانستم چه کنم. طاقتم سر آمد و فریاد زدم : آی آی ولم کن حیوون، آی پام رو کند!!
صدای ظریف و دخترانه توجهم را به خودش جلب کرد.
- آرش ببرش کنار.
-چشم خانم.
پایم هنوز اسیر دندان های برنده اش بود که قلاده سگ را که کشید. دردم بیشتر شد. طوری نعره کشیدم که صدایم، دودکش شومینه را لرزاند.
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
عالی
0عالی
۳ سال پیشرها
1کاش کتابی نبود
۵ سال پیشبی نام
6عالیه فقط کاش کتابی نبود،و اینکه نمیشد جای ماهرو با ارامش عوض کنی اخع ماهرو خیلی خوشگلتر از ارامشه😁
۵ سال پیشدوخی خوشکله
3میتونس هستی رو برای نقش اصلی دختر انتخاب میکرد چون از ارامش خیلب خوسکلتره
۵ سال پیشghazal
3وااااای چ رمان هیجانیهه ولی چرا پسره فقیره☹️
۵ سال پیشالین
28ببخشیدا ولی به نظرم حامی خیلی خوشمل تر از آرامشه ارکان هم زشته هستی هم قشنگه
۶ سال پیشمحدثه
0مگه شخصیت ها رو دیدی😐
۶ سال پیشالین
0بله
۶ سال پیشالین
0پایین هر پارت عکس شخصیت ها رو زده
۶ سال پیشمحدثه
0اهوم تازه دیدن قبلش نبود😄ارکان شبیه شخصیتش نی خیلی خوشگل تره☹ارامش و حامی هم خوبن
۶ سال پیشالین
0نه ارامشو ندوست
۶ سال پیشمحدثه
1یه خورده زشته☹🤸 ♂️
۶ سال پیشالین
0اره مخصوصا تیغه بینیش
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...
هانیه
1عالی