پارت سوم :

همانطور که منتظر به آن صفحه کوچک دیجیتالی چشم دوخته بودم گفتم ‌: چه رمز مسخره ای. چه جوری یادش می مونه!
- اگه تو هم اینقدر ملک و مال و منالی داشتی یادت می موند.
رمز را که زدم،در با صدای ظریفی به طور خودکار باز شد.
آرکان دست هایش را به هم کوبید و گفت : دمت جیز. بریم تا دیر نشده.
هوفی کردم و آرام داخل شدم .
قدم اول را که برداشتم، همه جا مثل سازمان های حیاتی کشور قرمز شد و صدای گوش خراش آژیر ها بلند شد.
دستپاچه، به چراغ های گردانی که نور قرمز پخش می کردند نگاه کردم، اما معین که گفت اتاق ها دزدگیر ندارد!
در آن وضعیت حساس ، آرکان مانند زن ها روی زمین نشسته بود و با دو دست، گوش هایش را گرفته بود.
محکم در سرش کوبیدم و گفتم : احمق الان گیر میفتیم. پاشو بریم گم شیم!
از جایش برخاست، دستپاچه بودیم و نمی دانستیم از کدام سوراخ فرار کنیم. فقط می دویدم.
به سمت در خروجی رفتم، اما با دیدن آن محافظان غول پیکر، سر جایم خشکم زد.
آرکان دستم را کشید و گفت : بدو باید از تو شومینه فرار کنیم.
چونان رباتی که اختیاری روی حرکاتش ندارد دنبالش کشیده شدم.
میان راه، پایم به پایه ی مبل گیر کرد و سکندری خوردم،اما اجازه ندادم تعادلم بهم بخورد.
سریع خم شد و داخل شومینه رفت. پاهایش را یکی پس از دیگری ستون کرد و همانطور که پایین آمدیم، ولی با سرعت بیشتر بالا رفت.
کمی صبر کردم تا دو سه قدمی بالا برود. صدای پارس سگ نزدیک و نزدیک تر می شد.
داخل شومینه رفتم و یکی از پاهایم را روی دیوار گذاشتم. همینکه خواستم پای دومم را بلند کنم،
صدای پارس آمد و در کسری از ثانیه، جای دندان هایه تیزش را پشت دو قول پایم احساس کردم.
از درد، آخ بلندی گفتم و دوباره روی زمین فرود آمدم.
پایم هنوز در دهنش بود و فشار دندان هایش بیشتر و بیشتر می شد.
یکی از محافظ ها، با صدای کلفت و گوش خراشش گفت :مجید اون یکی از تو شومینه در رفت. برو دنبالش!
از شدت درد نمی دانستم چه کنم. طاقتم سر آمد و فریاد زدم : آی آی ولم کن حیوون، آی پام رو کند!!
صدای ظریف و دخترانه توجهم را به خودش جلب کرد.
- آرش ببرش کنار.
-چشم خانم.
پایم هنوز اسیر دندان های برنده اش بود که قلاده سگ را که کشید. دردم بیشتر شد. طوری نعره کشیدم که صدایم، دودکش شومینه را لرزاند.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۵۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • هانیه

    1

    عالی

    ۲ سال پیش
  • عالی

    0

    عالی

    ۳ سال پیش
  • رها

    1

    کاش کتابی نبود

    ۵ سال پیش
  • بی نام

    6

    عالیه فقط کاش کتابی نبود،و اینکه نمیشد جای ماهرو با ارامش عوض کنی اخع ماهرو خیلی خوشگلتر از ارامشه😁

    ۵ سال پیش
  • دوخی خوشکله

    3

    میتونس هستی رو برای نقش اصلی دختر انتخاب میکرد چون از ارامش خیلب خوسکلتره

    ۵ سال پیش
  • ghazal

    3

    وااااای چ رمان هیجانیهه ولی چرا پسره فقیره☹️

    ۵ سال پیش
  • الین

    28

    ببخشیدا ولی به نظرم حامی خیلی خوشمل تر از آرامشه ارکان هم زشته هستی هم قشنگه

    ۶ سال پیش
  • محدثه

    0

    مگه شخصیت ها رو دیدی😐

    ۶ سال پیش
  • الین

    0

    بله

    ۶ سال پیش
  • الین

    0

    پایین هر پارت عکس شخصیت ها رو زده

    ۶ سال پیش
  • محدثه

    0

    اهوم تازه دیدن قبلش نبود😄ارکان شبیه شخصیتش نی خیلی خوشگل تره☹ارامش و حامی هم خوبن

    ۶ سال پیش
  • الین

    0

    نه ارامشو ندوست

    ۶ سال پیش
  • محدثه

    1

    یه خورده زشته☹🤸 ♂️

    ۶ سال پیش
  • الین

    0

    اره مخصوصا تیغه بینیش

    ۶ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!