پارت پنجم :

- چند سالته؟

- شونزده سال خانوم.

کیاتاج سری تکان داد و سمت خانه رفت. شاه‌صنم و کوکب به دنبالش قدم برداشتند و مدام تعارف می‌کردند و قربان‌صدقه می‌رفتند. کیاتاج داخل ایوان ایستاد و با ابروهایی در هم گفت:

- همین‌جا خوبه، صندلی رو بیاری ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!