پارت چهارم :
نور آفتاب پلکهای غرق در خواب نینای را از هم باز کرد و با تابش مستقیم خورشید به چشمهایش، صورتش را جمع کرد و دستش را بالا گرفت. غلتی زد و کش و قوسی به تنش داد. نگاهش به جای خالی کوکب افتاد و از جا بلند شد. پنجه میان موهایش فرو برد و همانطور که انگشت ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

فخری
0عالی داره پیش میره خدا قوت نگار جان 🌹❤🌹❤