پارت دویست و شانزده :

حالت نگاهش عادی نبود.
مردمک هایش می لرزید.
و همینطور دستش.
فاصله صورت هایمان کم بود. آنقدر کم که تمام اجزای صورتش با جزئیات پیش چشمانم بود و حتی متوجه کوچکترین تغییر حالتش می شدم.
لبخند کم کم از روی لبش محو شد.
 آن لبخند مصنوعی بود، اما این طرز نگاه عادی نبود.
آن لرزش ها عادی نبود.
دستش که به یکباره یخ کرد عادی نبود.
خیلی وقت بود که آرامش دیگر عادی نبود!
شاید برا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • .

    2

    وایی چقد قشنگ بود🙂مرسی نویسنده.فقط یه سوال میشه یکم پارت ها طولانی تر شن؟الان من سعی میکنم یک هفته بگذره و زیاد شن پارت ها تا بخونم ولی وقتی پارت ها کمه واقعا نمیشه اگ میشه روزی ۲ پارت کنین😊😊

    ۵ سال پیش
  • ماهان

    0

    عالی ولی کی نامه رو میگیرن؟

    ۵ سال پیش
  • H

    0

    بااین که طولانی شده امادوستش دارم ازعاشقانه های اروم خوشم میار

    ۵ سال پیش
  • ریحانه

    2

    راس میگه دیگه بلد باش *** خودتو برون باربد عوضی

    ۵ سال پیش
  • تینا

    13

    نویسنده ۲۰۰ پارتش کرد ن پلیسی بود ن هیجانی بود نصفش کلکل بیخود بود که اگر حذفم بشه رمان تغییری نمیکنه هر اتفاقیم میفته ۱۰ پارت طول میکشه تا اون موضوع تموم بشه بعد دیگه احساسات همیشگی

    ۵ سال پیش
  • تینا

    3

    نمی تونه جدی بگیره و بهش بها بده من نمیگم همش عاشقانه و کلیشه ای ولی عاشقانه بخشی از رمان باید به بهترین نوع صورت بگیره مثل یه بازیگر که باید نقششو جدی بگیره و یخی نباشه نویسندگیم همینه به ۲۰۰ پارت رس

    ۵ سال پیش
  • تینا

    4

    بدک نبود خب نمیشه وقتی انقدر به عقایدشون پایبندن بزنن زیرش اما اینکه حرف های ارامش دو پهلو خیلی رو مخه همش میگه راست میگفت و فلان و فلان نویسنده هم جز اون دسته نویسنده هایی که عاشقانه رو تو رمان نمی

    ۵ سال پیش
  • Negarm

    5

    دمت گرم نویسنده، کارت عالیه حرف نداره، بقیه رمانا که یه آدم مقید رو نشون میدن آدم ..ش میگیره ولی یجوری توی رمانت حامی رو نشون دادی که خواننده حض میکنه وقتی میبینه یکی انقد به اعتقاداتش پایبنده؛)

    ۵ سال پیش
  • Negarm

    0

    دمت گرم نویسنده،کارت عالیه حرف نداره، بقیه رمانا که یه آدم رو مقید نشون میدن آدم ... میگیره ولی تو یه جوری نشون دادی که خواننده حض میکنه وقتی میبینه یکی انقد به اعتقاداتش پایبنده:))

    ۵ سال پیش
  • Sgnd

    8

    مث اینکه رمان قراره تموم شهههه ننن ت ای بی رماانی ای تموم شه چیکااار کنیمممم شطططط تا فردا چطو صبر کنم😩

    ۵ سال پیش
  • بهار

    4

    نه بابا تازه اگر نامه رو پیدا کنه حامی از پیش آرامش میره بعد قسمت عاشقانه رمان شروع میشه:)

    ۵ سال پیش
  • M

    9

    ای خدا من آخر دق میکنم جوون مرگ میشم از دست اینا☹😂🤦🏻 ♀️وای خدا کنه تو پارت بعدی نامه رو پیدا کنن😥

    ۵ سال پیش
  • پرنسس

    10

    و این پارت هم فقط نگاه و نگاه بود🙃🤦 ♀️😂

    ۵ سال پیش
  • بنده خدا

    7

    نمی دانم چرا یاد این آهنگ افتادم زنگ صداتو دوست دارم مثل لالایی.رنگ چشاتو دوست دارم شب مهتابی.......فکر کنم وصف حال ارامشه😁دوستان جای ارکان خالی الان😄😄

    ۵ سال پیش
  • مریم

    13

    چرا همتون تو فاز بوس کردنین بابا نامه رو بچسبین اتفاقاتی که قراره بیافته رو بچسبین 😍😍😍

    ۵ سال پیش
  • هانی

    16

    نامه این چیز ها تو زندگی خودمون عادیه ولی بوس نصیب ما که نمیشه رمان بخونیم فاز بگیریم مگه😂

    ۵ سال پیش
  • ه

    12

    خدایا چرا این حامی اینقده بی رگه

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️