پارت دویست و نهم :

سینی گوشت را گذاشتم روی میز.
دستم را به تکیه گاه صندلی زدم و خیلی بی مقدمه گفتم :
چرا هروقت بهت می گم آبجی یهو از این رو به اون رو می شی؟
سرش را بلند کرد. ولی به طرفم برنگشت.
می توانستم حالت چهره اش را تصور کنم
حتما چشمانش را کمی گردکرده بود و مشغول جویدن لبش بود.
کمی من من کرد و به سختی گفت :
من؟ نه!
واسه چی باید از این رو به اون رو شم؟
تک خنده ای کردم و با لحن شوخی گÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۶۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم

    13

    خیلی این پارت بی ربط بووود اه ذوقم کور شد

    ۵ سال پیش
  • ArAmEsH

    26

    کجاش بی ربط بود آیا؟ اینم یه قسمت از رمانه دیگ .. میتونی نخونی کسی مجبورت نکرده.. به نظرم رمانش عالیه همه پارت ها و قسمت هاش به موقع و به جان ممنون نرگس جون♥

    ۵ سال پیش
  • مریم

    10

    از نظرر من بی ربط بود من نگفتم باید برا همه بی ربط باشه عزیزم و مهم تر کسی از شما نظر نخاست 🙂

    ۵ سال پیش
  • مریم

    10

    بی ربطی اینجاس که داره چرت و پرت به ماهرو میگه الان دقیقا دفاع و حق حقوق چه ربطی به اعتراف ماهرو داره؟

    ۵ سال پیش
  • حانیه

    4

    ای بابا ،حامی خیلی بد داره جلو میره ،نباید حس ماهرو رو میپرسید باید از همون اول میگفت تو رو مثل هستی دوست دارم و اینا نه اینک اون اعتراف کنه دوسش داره این بعدش بگ من نمیخوامت😑

    ۵ سال پیش
  • نرگس

    4

    منم با مریم جون موافقم آخه الان حق و حقوق چه ربطی داره به اعتراف کردن به عشق؟ من نمیگم نویسنده بد هستن اتفاقا قلمشون واقعا عالیه فقط الان به جای حرف های مسخره حامی ماهرو یه چی میگف بهتر نبود خدایی؟

    ۵ سال پیش
  • سوگند

    4

    خب اصلا هم خوب هم بد دعوا نکنید اصلا ب شما چه به من چه نویسنده پارت رو میزاره شما بخونید

    ۵ سال پیش
  • Masoomeh

    17

    آقاجان حالا چرا حتما میخاد ماهرو اعتراف کنه خب یجور بهش بفهمونه که اگه حسی داری اشتباهه که اون دختر بدبختم غرورش نشکنه و خجالت نکشه😃💔

    ۵ سال پیش
  • Starh

    16

    دلم واسه ماهرو میسوزه اخه عشق یک طرفه سخته

    ۵ سال پیش
  • parya

    11

    خو عشق آرامش هم یک طرفه است

    ۵ سال پیش
  • Avina

    9

    نه عشق ارامش دو طرفس اون پارتی ک باربد داش قربون صدقه ارامش میرف حامی عصبی شده بودو یادت نیس

    ۵ سال پیش
  • ثنا

    7

    دلم برا ماهرو میسوزه گناه داره 🥺

    ۵ سال پیش
  • آهوو

    12

    الان حق ماهرو چیه این وسط کع باید بخواد ازش دفاع کنه حامی جان؟😐نکنه خودت رو میگی..من رو بگوکه از سر صبح منتظر بقیه رمانم که آرامش بیا با حامی حرف بزنه مشورت کنه درباره جشن کمیل فک کنم حالا حالاهانمیخ

    ۵ سال پیش
  • اسما

    1

    ولی خعلی اشتباه داشت

    ۵ سال پیش
  • گلاره

    33

    خوبه ک حامی داره بهش میگه ما ب درد هم نمی خوریم

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️