شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت دویست و هشتم :
کمی من و مون کرد و گفت:
گفتم که غلط کرد. خامه، جوونه. یه خریتی کرده.
ازت خواهش می کنم از تو هم از خر شیطون بیا پایین.
می دونم که تو نمی ذاری اون پسره رضایت بده. دقیقا هم نمی دونم چرا.
ولی ازت می خوام بری بهش بگی بیاد شکایتش رو پس بگیره. بخاطر آسیبی هم که باربد بهش زده، چک روز می ذارم کف دستش.
مبلغش هم اونقدری می نویسم که حسابی راضیش کنه.
پوزخندی زدم و گفتم :
عمو من اراده کن
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
ریحانه
2ن چ ربطی داره شاید مخفیانه کار می کرده کسی ک نمیدونه شایدم اصن ربطی بش نداشته باشه چون الان مرده حداقل حتی اگه مخفی بوده باشه باید ب خانوادش خبر میدادن دیه اصن من چمیدونم اه
۵ سال پیشبنده خدا
17حسم بهم میگه شاید پدر حامی مسعود یکی از نفوذی ها باشه چرا اسم پدر حامی رو نمی گید ،این مهمونی هم یه کاسه ای زیر نیم کاسه اس
۵ سال پیشآدونیس
4مسعود کیه ؟
۵ سال پیشمن...
6یکی از همکار های مامان بابای آرامش تو گروهشون که نمرده بود و کسی نمیدونست کجاست
۵ سال پیشمریم
4نه فک نکنم آخه پدر حامی از داربست افتاده وهیچ مرتبطی به پلیس و اینجور چیزا نداره حداقل اگه اون نفوذی پدر حامی بود مادر حامی حتما باخبر بود و به حامی میگفت تا راه پدرش ادامه بده
۵ سال پیشتینا
11دستون درد نکنه با این پارتای طولانیتون واقعا جالب بود😒
۵ سال پیشبهار
19آقا این دیگه واقعا خیلی پارتش کم بود شروع نشده تموم شده و هیچ قسمت هیجانی نداشت:/
۵ سال پیشچخوف
5داریم کم کم ب تولد ارامش نزدیک میشیم:)))))
۵ سال پیشسلین
13حس میکنم این مهمونی ی مهمونی ساده نیس و کمیل نقشه داره
۵ سال پیشمریم
15دقیقا غییر عادیه اصلا آخه مگه کی به خاطر یه رضایت مهمونی میگیره اونم با کله گنده های خلاف کار یه کاسه ای زیر نیم کاسشه 😂😂😂
۵ سال پیشمریم
11خیلی این پاااارت خوب بود چون هم موضوع داره کم کم میرسه به صندوقچه هم حامی داره به ماهرو میفهمونه به درد هم نمیخوریم
۵ سال پیشمریم
5خوب پارت گزاشته شد برم بخونم انشالله دیگه میره سر اصل مطلب خیلی کنجکاوم تو صندوقچه چیه
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
حنا
2به نظرم شاید آرامش بتونه در عوض ازادی باربد اون مدارکو از کمیل بگیره