پارت صد و بیست و دوم :

نعنا با فشار دادن چشم‌هاش روی همدیگه می‌خواست صحنه‌هایی که توی ذهنش داشت رو پاک کنه. باورش نمی‌شد چه اتفاقی افتاده بود. خجالت‌آور، شیرین، نابود کننده...
تلفیقی از چند حس!
اگر دستِ خودش بود، به سینه‌ش چنگ می‌زد و اون لذت‌ممنوعه رو بیرون می‌کشید. میراث با خنده‌ی پیروزمندانه‌ش، از خجالت کشیدن بلای‌ِ‌جون تغذیه می‌کرد. با تحقیری عاشقانه لبخند زد و نعنا در حالی که هنوز نفس‌نفØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
تصویر شخصیت پرواز در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) پرواز
تصویر شخصیت خانم بزرگ در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) خانم بزرگ
آخرین نظرات ارسال شده
  • Nana

    1

    آخی بالاخره رسیدن خونه حالا دیگه نعنا باید پرستار میراث بشه

    ۱ ساعت پیش
  • میم

    1

    احتیاج بود یکم مِلو بشه گیدو بیدو بود

    ۲ ساعت پیش
  • آوینا

    0

    قربونت برم که با این که حالت خوب نیست و کلی کار داری بازم تاثیری روی قلمت نمیزاره مرسیی کالی جونیم بابت پارت خوشگلتت عالیی نوشتیشش مرسی که به ماهم اهمیت میدی 😚🎀

    ۳ ساعت پیش
  • یانا

    1

    خیلی دوست دارم بدونم میراثم مثل بقیه مردا با یه سرما خوردگی یجورین انگار تیر خوردن یا نه😂

    ۵ ساعت پیش
  • میکو

    0

    گفت دیگه حاضر بود سم بره تو بدنش اما سرما نخوره

    ۳ ساعت پیش
  • Kosar

    1

    خیلی دوست دارم ببینم نعنا چجوری از میراث پرستاری میکنه🥲

    ۳ ساعت پیش
  • بی نام

    2

    عالی بود هم پارت قبلی هم این پارت مرسی ازت عزیزم

    ۴ ساعت پیش
  • آنا

    1

    همه گفتن نعنا چرا همیشه جیش داره .. خب معلومه چون دختر خوشگلا همیشه جیش دارن😂🎀

    ۴ ساعت پیش
  • آنا

    1

    "میراث جلو میرفت و نعنا هم دنبالش، البته مثل کرمی که دچار اختلالاتی شده بود"🤣🤣

    ۴ ساعت پیش
  • amir

    1

    منم کنجکاو شدم که ببینم داخل اون امارت کسی دیگه هم زندگی میکنه ؟

    ۵ ساعت پیش
  • یانا

    4

    نعنا برو جیشتو کن که بعدش باید بیای پرستاری😔

    ۵ ساعت پیش
  • یانا

    2

    وقتی میگفت زبان بدن نعنا رو حفظه باور نمیکردم😔😭

    ۶ ساعت پیش
  • یانا

    3

    الان خیلی دوست دارم بدونم میراث تنها زندگی میکنه تو این خونه یا کسه دیگه ای هم هست

    ۶ ساعت پیش
  • یانا

    2

    خونه نعنا شونم میرفتن خوب بودا کسی اونجا رو نمیشناخت که

    ۶ ساعت پیش
  • یانا

    0

    اخجون اومدن خونهه😉

    ۶ ساعت پیش
  • Jester

    0

    فقط میتونم بگم قربون قلمت

    ۷ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️