پارت صد و بیست و دوم :
نعنا با فشار دادن چشمهاش روی همدیگه میخواست صحنههایی که توی ذهنش داشت رو پاک کنه. باورش نمیشد چه اتفاقی افتاده بود. خجالتآور، شیرین، نابود کننده...
تلفیقی از چند حس!
اگر دستِ خودش بود، به سینهش چنگ میزد و اون لذتممنوعه رو بیرون میکشید. میراث با خندهی پیروزمندانهش، از خجالت کشیدن بلایِجون تغذیه میکرد. با تحقیری عاشقانه لبخند زد و نعنا در حالی که هنوز نفسنفØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
میم
1احتیاج بود یکم مِلو بشه گیدو بیدو بود
۲ ساعت پیشآوینا
0قربونت برم که با این که حالت خوب نیست و کلی کار داری بازم تاثیری روی قلمت نمیزاره مرسیی کالی جونیم بابت پارت خوشگلتت عالیی نوشتیشش مرسی که به ماهم اهمیت میدی 😚🎀
۳ ساعت پیشیانا
1خیلی دوست دارم بدونم میراثم مثل بقیه مردا با یه سرما خوردگی یجورین انگار تیر خوردن یا نه😂
۵ ساعت پیشمیکو
0گفت دیگه حاضر بود سم بره تو بدنش اما سرما نخوره
۳ ساعت پیشKosar
1خیلی دوست دارم ببینم نعنا چجوری از میراث پرستاری میکنه🥲
۳ ساعت پیشبی نام
2عالی بود هم پارت قبلی هم این پارت مرسی ازت عزیزم
۴ ساعت پیشآنا
1همه گفتن نعنا چرا همیشه جیش داره .. خب معلومه چون دختر خوشگلا همیشه جیش دارن😂🎀
۴ ساعت پیشآنا
1"میراث جلو میرفت و نعنا هم دنبالش، البته مثل کرمی که دچار اختلالاتی شده بود"🤣🤣
۴ ساعت پیشamir
1منم کنجکاو شدم که ببینم داخل اون امارت کسی دیگه هم زندگی میکنه ؟
۵ ساعت پیشیانا
4نعنا برو جیشتو کن که بعدش باید بیای پرستاری😔
۵ ساعت پیشیانا
2وقتی میگفت زبان بدن نعنا رو حفظه باور نمیکردم😔😭
۶ ساعت پیشیانا
3الان خیلی دوست دارم بدونم میراث تنها زندگی میکنه تو این خونه یا کسه دیگه ای هم هست
۶ ساعت پیشیانا
2خونه نعنا شونم میرفتن خوب بودا کسی اونجا رو نمیشناخت که
۶ ساعت پیشیانا
0اخجون اومدن خونهه😉
۶ ساعت پیشJester
0فقط میتونم بگم قربون قلمت
۷ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

Nana
1آخی بالاخره رسیدن خونه حالا دیگه نعنا باید پرستار میراث بشه