پارت صد و بیست و یک :

نعنا آشکارا آب‌دهنش رو قورت داد. بیشتر از بوی نم و خفگیِ فضا، چیزی که راه نفسش رو می‌بست، عطرِ شر مطلق بود!
در باز نمی‌شد؟
و سوالش رو با همون بهت به زبون آورد:
- «یعنی چی که باز نمی‌شه؟»
صداش لرزون‌تر از قبل توی اون محفظه‌ی کوچیک پیچید:
-« پس باید چه غلطی بکنیم؟»
و دستی روی زانوهاش کشید و نشست.
میراث دستی رویِ پیشونی‌ش کشید. به کلت نگاهی دقیق‌تر انداخت. قطعاً در رÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
تصویر شخصیت پرواز در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) پرواز
تصویر شخصیت خانم بزرگ در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) خانم بزرگ
آخرین نظرات ارسال شده
  • زخم روی بناگوش میراث

    0

    کالی عاشقتم دخترر 😭🛐

    ۹ دقیقه پیش
  • زخم روی بناگوش میراث

    0

    وای خداا هرچی از ذوقی شدنم بگم کم گفتمم😭😻

    ۱۰ دقیقه پیش
  • زخم روی بناگوش میراث

    0

    کالی این پارت محشر بودد بی نظیر بود دمت گرم دختر😭🙏🛐

    ۱۰ دقیقه پیش
  • زخم روی بناگوش میراث

    0

    جییغ وایی بالاخرهه شجینجسگبنییحب😭🛐

    ۱۱ دقیقه پیش
  • زخم روی بناگوش میراث

    0

    نعنا تشنه بود برای قوی سیاه بودن😭😭🛐

    ۱۵ دقیقه پیش
  • زخم روی بناگوش میراث

    0

    دو میلیون ثانیه..

    ۱۶ دقیقه پیش
  • زخم روی بناگوش میراث

    0

    "نعنا من همه چیزم برای توئه" عرر🛐😭

    ۱۹ دقیقه پیش
  • زخم روی بناگوش میراث

    1

    مثل سگ میخاست مثل سگ دروغ میگفت..

    ۲۱ دقیقه پیش
  • زخم روی بناگوش میراث

    0

    میراثی که هربار عقلش در مقابل بلای جون میباخت..

    ۲۲ دقیقه پیش
  • زخم روی بناگوش میراث

    0

    "بهم بگو فقط منو میخایی.""بگو دوسم داری نعنا.""بگو.. ترکم.. نمیکنی."

    ۲۳ دقیقه پیش
  • زخم روی بناگوش میراث

    0

    "مرگ یعنی همین که میفهمید نعنا دوسش نداره"

    ۲۵ دقیقه پیش
  • زخم روی بناگوش میراث

    0

    "به من بگو دروغ بگو و بگو که هرگز ترکم نخواهی کرد"

    ۳۰ دقیقه پیش
  • زخم روی بناگوش میراث

    0

    "من عروسم رو دزدیدم"

    ۳۲ دقیقه پیش
  • زخم روی بناگوش میراث

    0

    "تو متعلق به منی"

    ۳۳ دقیقه پیش
  • سودام

    1

    منِ دانشجوی شهرسازی، شاهدید که همین یک ساعت پیش داشتم حقوق و قوانین و مقررات زمین های تحت مالکیت شهرداری و غیره رو پیاده می کردم و الان در بهت و ناباوری ام! خدا رو شکر که این پارت رو قبل امتحان نخوندم؛ وگرنه الان ناهار در جوار کمیته انضباطی و حراست تشریف داشتم :))

    ۳۴ دقیقه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️