پارت صد و دوازده :

***

از دید آرام

کافه‌ی دنج نبش خیابان فرشته، با آن نورهای کهربایی و ملایمی که مثل عسل روی میزهای چوبی می‌چکند و با نوای حزین پیانویی که در پس‌زمینه می‌لرزد، برای خیلی‌ها پناهگاهی امن است تا از سرما و هیاهوی شهر فرار کنند.
اما برای من، تنهایی این گوشه، رنگ دیگری دارد، رنگ اضطرابی که از سر انگشتانم تا شقیقه‌هایم می‌دود. گوشه‌ی کافه، سفره‌ی یلدای کوچکی چیده‌‌اند؛ چÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Z.k

    0

    وای فلیم بی نهایت تند میزنه وبغض بدی گلوم رو گرفته برای این دو درمانده راه🥺🥺

    ۱ ساعت پیش
  • آرزو

    1

    نفسم تو *** حبس شده

    ۱۴ ساعت پیش
  • آرزو

    1

    بلاخره آقا تارخ الان شدی یه پسر خوب

    ۱۴ ساعت پیش
  • آرزو

    0

    ای بابا نکنه این دختره پارمیس بود داشت ب تارخ خیانت می کرد!؟

    ۱۴ ساعت پیش
  • آرزو

    2

    خداروشکر پارمیس این تارخ رو ادب میکنه

    ۱۴ ساعت پیش
  • آرزو

    0

    وای تارخ تارخخ چقدر حرصم میده

    ۱۵ ساعت پیش
  • hasti

    1

    دارا و آراد عزیزم. الهی فداتون شم انقدر مظلومید تو این دنیا

    ۱۵ ساعت پیش
  • ارزو

    2

    به خدا گاهی وقتا دلم اینقدر میخاد که تارخ رو بگیرم با دمپایی بزنمش تا ادب شه. چرا همش آرام رو مقصر همه چیز میدونه چرا عقلش کار نمیکنه که هم آرام و آراد و دارا مقصرن. ولی مقصر اصلی این وسط پدر و مادر این دوتا کبوتر هستن.

    ۱۵ ساعت پیش
  • Yegane

    1

    میدونم چیزی نمیشه ها..یعنی وقتی نگین میگه هپی یعن واقعا حرفش حرفه..ولی دستام میلرزه چرا استرس گرفتم بخدا گریه میکنم خدایا..منو زنده نگهدار بتونم پارتهای بعدم بخونم واهای..

    ۱۵ ساعت پیش
  • Zeyn

    1

    لعنتی استرس گرفتمم

    ۱۵ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    رفتار تارخ بد هست این درست..اما رفاقت و غیرتی که روی آراد داره، اون رو یک دوست واقعی کرده.❤

    ۱۵ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    حالم حال تارخِ..تا میام با یکی بدرفتاری کنم کارماش دقیقه نود برمیگرده به خودم😂

    ۱۵ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    ای کاش از خدا یک چیز دیگه میخواستم، توی ذهنم گفتم که تارخ جلوی چشمت بیاد این بدرفتاری ها.. تا یهو دوست دخترش با یکی دیگه وارد کافه شد.

    ۱۵ ساعت پیش
  • هاناکو

    0

    خوشا به حالت تارخ که تقریبا طرف توئم و میگم نگران زندگی رفیقتی اما..مردک داره پز خانواده اش رو با آرام میدهه. مردک ناجنتلمن

    ۱۵ ساعت پیش
  • ....

    0

    از شدت استرس دارم سکته میکنمم

    ۱۵ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️