پارت صد و یازده :
لبخند کج و بیرمقی روی لبم مینشیند. نگاهی به لیوان آب روی میز میاندازم و با خونسردی دروغینی میگویم:
- آره... خوردم. همیشه قرصامو سروقت میخورم.
و این یک دروغ بزرگ است؛ دروغی که طعم گس آن تا انتهای گلویم میسوزد و بهرویم نمیآورم. حقیقت این است که روزِ بعد از ترک کاملِ آرام، تمام قرصهای آرامبخش، ضدروانپریشی، لیتیومها و هر کوفت و زهرمار دیگری را که عرفان تجویز کرده بو
مطالعهی این پارت کمتر از ۳۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
هاناکو
0این عرفان هنوز آدم نشده😂 ولی کاپل عرفان و پیوند🛐 درسته دیوونه ان اما عیب نداره
۵۲ دقیقه پیشZeyn
0آره برو مطبب آرام اونجا منتظرهه
۵۸ دقیقه پیشهاناکو
1وقتی این پارت رو دارم میخونم، شخصیت عرفان خیلی واقعیت تر به چشمم اومد. بنظرم قبل از خوندن این پارت،عرفان یک آدم به دور از احساس گناه و کسی بود که به روش هاش اعتقاد داره. اما معذرت خواهی ثابت کرد که هیچکس بی نقص نیست. نگین خیلی حرفه ای تر شدی توی ساخت شخصیت 💋
۱ ساعت پیشلیلی
0آراد😭😭😞😞اراداز خودش گذشت ب خاطر عشق دارا ،😭😭منم مرردم با رفتنش😭
۱ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

ترانه
0خیلی زیبا و روان و عالی می نویسید آدم غرق رمان میشه دست مریزاد