پارت پنجاه و هشتم :
استفان_ ریچر شوهرته آره؟
آهسته سرم رو بالا آوردم.
استفان مقابلم ایستاده بود. دیگه خبری از اون نگاه نگران و ملایم چند لحظهی قبل نبود.
اخم داشت و حتی فکش رو محکم روی هم فشار می داد.
عینکم رو از جلوی صورتم برداشتم و سری به نشونه انکار تکون دادم.
استفان_ پس چی؟ اون همه ترس و استرسی که با دیدن ریچر به جونت افتاد، برای چی بود؟
نگاهم رو از روی دست هام برداشتم و برای چند ثانÛ
مطالعهی این پارت حدودا ۲۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
سایه
0لنزو ببخشید
۷ ساعت پیشسایه
0به نظرم هنریک پسر عموی انزو شوهر پرنیا باشه
۷ ساعت پیشندا
0حسم میگه استفان داره عاشق پرنیا میشه خدا کنه اینطور باشه شاید اینطوری دست از آزمایش روی بدنش برداره
۱۹ ساعت پیشمونا
0عه چه خوب ژانر عاشقانه به رمان اضافه شد😍
۱۹ ساعت پیشمونا
0خانوم بهمن زاد سلام وقت شما بخیر م تازه عضو وی ای پی شدم و پارتارو تازه تموم کردم خواستم بپرسم هرشب چه تایمی پارت جدید میاد رمانتون بی نظیره خیلی هیجان انگیزه
۱۹ ساعت پیشمادر 3فرزند
0عی بابا این ریچر هم که شوهرش نبود😁😬کیانا مارو ایسگا کردیا😂😂 من بجای لیلو یه سکته زدم ،خدا هیچکس رو با داداشش امتحان نکنه،😶
دیروزالمیرا
0مارسلو داداش فرار کن
دیروز
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بوی دردسر میاد😂
دیروزساریسا
0همبنکه ابن ریچر کثافت شوهرش نیست برام کافیه😬😑
دیروز
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
دیروزساریسا
0وای کیانا جان خیلی زیبا مینویسی😍🥺
دیروز
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍🫂
دیروزصبا
0خوبه هربار که جوشونده دارچین میخورم یاد این میفتم که پرنیا چه قدر بیشتر از من درد کشیده و این دردی ک من دارم هیچی نیست( منم عین پرنیا وقتی چیز میشم جوشونده دارچین میخورم)
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
قرار نیست به چیزای بد فکر کنیم عزیزم. زندگی هرکسی پر از مشکلات
دیروزسارا
0جدا از شوخی و رمان و این داستانا خدایی چه ترسناکه دوتا داداش مثل لنزو و ماتئو داشته باشی😂
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خوبه که🤭🤭
دیروزسارا
0لیلو جان پارت بعد حلواتو میخوریم داداشت فهمیده با مارسلویی👌
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
هییع باید دید که قراره چی بشه☹
دیروزسارا
0حدسشو میزدم شوهر پرنیا ریچر نباشه👌ریچر بهش نمیاد عاشق یه دختر بشه و بتونه خرش کنه و از ایران بیارتش ایتالیا
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اونم یه دختر ایرانی😎👌
دیروزآوا
0وای نه فهمیدن که لنزو با مارسلوهه
۲ روز پیشآوا
0خاک عالم چی گفتم🤣💔💔مارسلو و لیلو منظورم بود🖐🤣💔
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
از دست تو😂
دیروز
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
دیروز
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
لنزو با مارسلو؟؟
دیروز
لطفا صبر کنید...

سهیل
0خانوم بهمن زاد دو پارت بذارید لطفا ❤️❤️