پارت پنجاه و هفتم :

وحشت زده بازوی استفان رو چنگ زدم.
استفان با دیدن رفتارم برای لحظه ‌ای خشکش زد. نگاهش از دست ‌هام روی صورت رنگ پریده ام کشیده شد و ابرو هاش به هم نزدیک شدن.
استفان_ پرنیا؟
برای یک ثانیه‌ی کوتاه، تمام بدنم آرزو کرد که کاش می ‌تونستم وقتی چشم‌ هام رو باز می ‌کنم، دوباره توی همون آزمایشگاه باشم.
استفان هنگ به آرومی دستم رو گرفت و گرم فشرد.
استفان_ چت شده تو؟ چرا اینطوری می ک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت ریموند در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ریموند
تصویر شخصیت ریچر در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ریچر
تصویر شخصیت خاویر در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی خاویر
تصویر شخصیت پرنیا در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی پرنیا
تصویر شخصیت بردیا در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی بردیا
تصویر شخصیت امیلی در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی امیلی
تصویر شخصیت استفان در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی استفان
تصویر شخصیت آدریانا در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی آدریانا
تصویر شخصیت ابیگیل در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ابیگیل
تصویر شخصیت مارسلو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی مارسلو
تصویر شخصیت ماتئو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ماتئو
تصویر شخصیت لیلیان در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی لیلیان
تصویر شخصیت لیلو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی لیلو
تصویر شخصیت لنزو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی لنزو
تصویر شخصیت آماتو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی آماتو
تصویر شخصیت هنریک در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی هنریک
آخرین نظرات ارسال شده
  • المیرا

    0

    یادآوری کنم که هیتر ریچرم یا نه؟

    ۱۲ ساعت پیش
  • مادر 3فرزند

    0

    بله همون اوایل پارت ها گفتی 👍

    ۱۹ دقیقه پیش
  • مادر 3فرزند

    0

    عه پیش بینیم درست از آب در اومد 😊 ببین این ریچر با این دختر چه کرده بیچاره پس افتاد 😬

    ۲۰ دقیقه پیش
  • صدفی

    0

    پارت خیلی نفس گیری بود هوف تموم کردم ولی جای بدی تموم شد🤕

    ۱۳ ساعت پیش
  • شکیلا

    0

    من بعید میدونم ریچر شوهرش باشه چون ابن ادم موزیه هول و اشغاله پرنیا قطع گولشو نخورده

    ۱۳ ساعت پیش
  • شکیلا

    0

    ای بابا بازم جای حساس تموم شد🥲یه اره نه جواب میدادی میفهمیدیم

    ۱۳ ساعت پیش
  • سارا

    0

    دقیقاا همون قسمتیم که اون ریچر آشغال گفت چه قدر برام اشناس😭💀باور کنید جرات خوندن بقیه پارتو ندارم اگه واقعا شناخته باشدش واویلاس😭😭

    ۱۳ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️