پارت شصت و ششم :

دلم به درد آمده بود.
او از همین درد بود که داشت لذت می برد.
با انگشت شست، چانه‌ام را نوازش کرد و درحالی‌که نگاهش به نقطه‌ای نامعلوم خیره مانده بود، آرام‌تر از قبل ادامه داد:
- این بازی رو جدی بگیر... منو جدی بگیر، نقشه‌هام رو، همه‌چیز رو... دیگه هیچ راه برگشتی نداری ماهور.
لب باز کردم چیزی بگویم، اما هنوز اولین کلمه از میان لب‌هایم بیرون نیامده بود که همان انگشت شست را روی لب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت ماهور ارجمند در رمان راند آخر ماهور ارجمند
تصویر شخصیت شاهرخ ارجمند در رمان راند آخر شاهرخ ارجمند
تصویر شخصیت امیرعلی نوری در رمان راند آخر امیرعلی نوری
تصویر شخصیت عمارت ارجمند ها در رمان راند آخر عمارت ارجمند ها
تصویر شخصیت سارا در رمان راند آخر سارا
تصویر شخصیت مامان شیرین در رمان راند آخر مامان شیرین
تصویر شخصیت بابا صادق در رمان راند آخر بابا صادق
تصویر شخصیت حاج رسول(خان بابا) در رمان راند آخر حاج رسول(خان بابا)
تصویر شخصیت عزیز جون(سودابه) در رمان راند آخر عزیز جون(سودابه)
آخرین نظرات ارسال شده
  • الناز

    0

    وای سارا الهی که منفجر بشی ای شاهرخ ببین رفته از کی چی میپرسه🔪

    ۷ ساعت پیش
  • عارفه کشیر | نویسنده رمان

    والا به خدا

    ۷ ساعت پیش
  • neda

    0

    خسته نباشید نویسنده جان رمانتون عالیه یعنی یه پارت هدیه به ما نمیرسه؟؟

    ۱۶ ساعت پیش
  • یگانه

    0

    عالی بود گلم روز به ر ساعت به ساعت دقیقه به دقیقه ثانیه به ثانیه دارام کیف میکنم ممنون گل👏👏🌹🌹

    ۱۶ ساعت پیش
  • لیلا

    0

    یه درخواست عاجزانه از نویسنده عزیز😅 اخرش شاهرخ و ماهی عاشق هم می شوند وبهم می رسند آیا خواهش میکنم جون من😭🥹🥺🥺

    ۲۲ ساعت پیش
  • عارفه کشیر | نویسنده رمان

    اسپویل کنم؟ نه نه نه

    ۲۱ ساعت پیش
  • لیلا

    0

    تورو خدا 🥺🥺🥹🥹🙏🙏

    ۱۹ ساعت پیش
  • مریم

    0

    یه کوچولو🥺🥺

    ۱۷ ساعت پیش
  • عارفه کشیر | نویسنده رمان

    خب یه عشق آتشین در راهه

    ۱۷ ساعت پیش
  • مریم

    0

    خیلی عالی فقط خریدار حال عزیزخانمم وقتی بفهمه 😘😘

    ۱۶ ساعت پیش
  • Milo

    0

    هعی باز سارا یه دروغی راه میداره فکنم. خدا کنه حقیقتو بگه ماهی رو بیچاره نکنه

    ۲۱ ساعت پیش
  • مهلا

    0

    امیدوارم تهش پشیمون نشه 😉

    ۲۳ ساعت پیش
  • مهسا

    0

    پارت خیلی قشنگی بود لذت بردم خیلی ممنون بابت رمان قشنگتون

    ۲۴ ساعت پیش
  • عارفه کشیر | نویسنده رمان

    ممنونم از شما

    ۲۳ ساعت پیش
  • لیلا

    0

    آخ آخ شاهرخ چه نقشه ای تو سرته میخای از ماهور آتو بگیری نکن پسر فردا پس فردا دلت پیشش گیر کرد حالتو میگیره نگی نگفتی

    ۲۴ ساعت پیش
  • عارفه کشیر | نویسنده رمان

    دیگه یه کاری رو شروع کرده تا تهش می‌ره

    ۲۳ ساعت پیش
  • صدف

    0

    آره متوجه ام. شدیدا اصرار داره که رو دشمنی وکینش بمونه🙁چرا بیشتر درباره ی قبل تحقیق نمیکنه واینکه ماهور اون زمان خیلی کوچیک بود این همه دشمنی!!اما خب هرچی جلوترمیریم هیجان انگیزترمیشه وخیلی وقایع روشن تر میشه👌

    دیروز
  • Jester

    0

    اه بابا شاهرخ نکن 😒 من حس میکنم این سارا اخر عاقبت بخیر نمیشه ، حس میکنم شاهرخ سرشو میکنه زیر آب

    دیروز
  • عارفه کشیر | نویسنده رمان

    درست حدس زدی ولی کسی که به سارا درس ادب یاد می‌ده شاهرخ نیست کسیِ که فکرشم نمی‌تونی بکنی

    دیروز
  • Jester

    0

    صادق ؟ امیر علی ؟ ماهور ؟ عرضم به خدمت شما که .. ماه صنم🤣🤣

    دیروز
  • Jester

    0

    یاد این آهنگ از بیگ شگی افتادم که میگه : جفتمون به هم بد دچاریم ، ن برمیاد از من ن از تو کاری ، دلت تنگ شد زنگ بزن خطو داری ، خودم میدونم بد بودم lm so sorry

    دیروز
  • Jester

    0

    بیب؟ .. عاا چرا من ذوق میکنم😅🥸

    دیروز
  • عارفه کشیر | نویسنده رمان

    به سارا گفت ها

    دیروز
  • Jester

    0

    میدونم 🗿🚬..

    دیروز
  • Jester

    0

    چقد این پارت قشنگ بود 🫠🫠

    دیروز
  • صدف

    0

    حرفهای ماهور فقط..🥺💔چرا شاهرخ ب خودش نمیاد پس؟؟کاش تا خیلی دیر نشده دست از دشمنیش برداره.. مرسی عارفه جان؛منتظر بقیه یِ قسمتها هستیم👌 کلی بوس بهت🤗🌹

    دیروز
  • عارفه کشیر | نویسنده رمان

    شاهرخ اوایل که طرد شده بود و رفته بود آمریکا به عنوان یه نوجوون خیلی سختی کشید یه جورایی تاریک ترین نقطه زندگیش رقم خورد که بعدا می‌فهمید

    دیروز
  • ماهونیا

    0

    عالی بود خیلی خوب بود

    دیروز
  • عارفه کشیر | نویسنده رمان

    ممنونم از شما

    دیروز
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️