پارت صد و بیست :

هم‌چنان عروسکش رو به‌خودش می‌فشرد و سرعتِ قدم‌هاش بیشتر از قبل می‌شد. به سمتِ ماشین رفتن.
به محضِ این‌که میراث نعنارو صندلیِ عقب گذاشت و خودش جلو، روی صندلی شاگرد نشست، صدای گازِ ماشین با صدایِ قهقهه‌های میراث‌شب، قاطی شد. ماسکش رو همراه با کلاهش درآورد. چنگی تویِ موهای شلخته و سیاهش کشید.
به سمتِ راننده برگشت، روی شونه‌ش زد. اون زالو‌ها یک‌ماه اسیرش کرده بودن، اما مادربز

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
تصویر شخصیت پرواز در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) پرواز
تصویر شخصیت خانم بزرگ در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) خانم بزرگ
آخرین نظرات ارسال شده
  • سلام

    0

    اگه نحس هم بود کنترل کننده مرگ بود حاجی ایولاا

    ۲۴ ثانیه پیش
  • پاتریک

    0

    کالیستو این طوریه که همه می دونیم اگه یه وقتی مثلا سر پارت دادن گیج بشه بعدش یه جوری یه پارت طولانی و بمب و پشم ریزوم میده که باید خون بالا بیاری 🤌🏻

    ۲ دقیقه پیش
  • پاتریک

    0

    دلم واسه پویا سوخت حقیقتا 😭

    ۳ دقیقه پیش
  • پاتریک

    0

    بین استخوان هام پنهونت میکنم؟ شوخی می کنی ؟😭😭💔

    ۴ دقیقه پیش
  • پاتریک

    0

    «عزرائیل جون اون فقط نعنا بود» خبنثمدبهیپیخصم 🤤🛐🛐

    ۱۱ دقیقه پیش
  • پری

    0

    آخه چقد خفن که یکی بهت بگه تو روبین استخوان هام پنهان میکنم که اگر گلوله به پوست وگوشتم بخوره تو آسیب نبینی دلم ضعف رفت خدا ممنون ازت کالی جونم عالی بود 💋 بهت خسته نباشی 🍓🌹

    ۱۲ دقیقه پیش
  • almas

    0

    وای کالیسی چه جوری اینا به ذهنت میرسه دخترر😍😁😁

    ۱۴ دقیقه پیش
  • مهسا

    0

    نکنه افراد خانم بزرگ فهمیدن میراث و نعنا اونجان و در هم فقط از بیرون باز میشه؟ رفتن که افراد بیشتری بیارن تا بگیرنشون

    ۳۴ دقیقه پیش
  • مهسا

    0

    وای چه پارت هیجان انگیزی بود

    ۳۵ دقیقه پیش
  • یانا

    1

    خانم بزرگو من نمیدونم چرا سرطان نمیگیره😒

    ۳۷ دقیقه پیش
  • یانا

    1

    من حاضرم کل زندگیم در حال فرار باشم فقط اگه میراثم باشه😔

    ۳۹ دقیقه پیش
  • یانا

    0

    خب خب حالا تو اون وضعیت که گیر افتادن معلوم نیست اصلا بتونن در بیان بیرون داره جنگ رخ میده و پویا هم معلوم نیست زنده یا مرده چی میچسبهه..؟

    ۴۰ دقیقه پیش
  • یانا

    2

    هربار که نعنا میراثو صدا میزنه منم یه دور با میراث ذوق مرگ میشم😂😔

    ۴۱ دقیقه پیش
  • یانا

    2

    الان خیلی مشتاقم بدونم چی قراره بشه؟یعنی الان تکلیف میراث بعد از این چیه تکلیف اون ازدواج تکلیف شهرزاد؟

    ۴۲ دقیقه پیش
  • یانا

    0

    یعنی نعنا کجای دنیا میخوای کسی رو پیدا کنی که تو اون وضعیت وخیمم حس امنیت داشته باشی فقط چون اون هست میدونی نمیذاره بلایی سرت بیاد😭

    ۴۳ دقیقه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️