پارت پنجاه و هفتم :
وحشت زده بازوی استفان رو چنگ زدم.
استفان با دیدن رفتارم برای لحظه ای خشکش زد. نگاهش از دست هام روی صورت رنگ پریده ام کشیده شد و ابرو هاش به هم نزدیک شدن.
استفان_ پرنیا؟
برای یک ثانیهی کوتاه، تمام بدنم آرزو کرد که کاش می تونستم وقتی چشم هام رو باز می کنم، دوباره توی همون آزمایشگاه باشم.
استفان هنگ به آرومی دستم رو گرفت و گرم فشرد.
استفان_ چت شده تو؟ چرا اینطوری می ک
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
مادر 3فرزند
0بله همون اوایل پارت ها گفتی 👍
دیروز
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂🤍
۴ ساعت پیشسارا
0همه فکر کنم هیتر ریچریم
۲۰ ساعت پیشالمیرا
0قدمت نفرت من به ریچر از قدمت عشق رادان هم بیشتره🤣. نمیدونم چرا گیر دادم به اون جمله رادان درمورد قدمت عشق
۱۹ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
چرا؟ مسخره بود جمله اش؟😂
۴ ساعت پیشالمیرا
0شوخی میکنی؟😶 روانی این جمله رادانم،که میگه من خودخواهم مخصوصا اگه قدمت عشقم زیاد باشه. خیلی قشنگه، خیلیی
۱ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره بیچاره😂☹
۴ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
هیتر های این بشر کم نیستن
۴ ساعت پیشساناز
0وای به ته پارت ها رسیدم😭😭حالا چه طوری صبر کنم
۱۸ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
صبوری چیز خوبیه😂🤍
۴ ساعت پیشماهونیا
0یعنی اونی که تو خاطرات پرنیا دوست خارجی بردیا بود ریچر بود ایا؟؟
۲۳ ساعت پیشالمیرا
0آخه یکم مشکوکه. ریچر تو ایران چه غلطی میکرده؟ تازه اونم دوست دانشگاهی بردیا😭🚬
۲۲ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
منطق المیرا😂🤍
۴ ساعت پیشسارا
0دوست خارجی بردیا میشه شوهر پرنیا یعنی بعدا ازدواج میکنن فعلا که ریچر شوهرش اما بعید میدونم به قول المیرا ریچر ایران چه میکرده؟
۲۰ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۴ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
پارت بعد جواب سوالت رو میگیری عزیزم
۴ ساعت پیشمادر 3فرزند
0عه پیش بینیم درست از آب در اومد 😊 ببین این ریچر با این دختر چه کرده بیچاره پس افتاد 😬
دیروز
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اتفاقات خوبی برای این دختر نیفتاده :)
۴ ساعت پیشصدفی
0پارت خیلی نفس گیری بود هوف تموم کردم ولی جای بدی تموم شد🤕
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بالاخره هر آغازی پایانی داره😉
۴ ساعت پیششکیلا
0من بعید میدونم ریچر شوهرش باشه چون ابن ادم موزیه هول و اشغاله پرنیا قطع گولشو نخورده
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۴ ساعت پیششکیلا
0ای بابا بازم جای حساس تموم شد🥲یه اره نه جواب میدادی میفهمیدیم
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ ساعت پیشسارا
0دقیقاا همون قسمتیم که اون ریچر آشغال گفت چه قدر برام اشناس😭💀باور کنید جرات خوندن بقیه پارتو ندارم اگه واقعا شناخته باشدش واویلاس😭😭
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بقیهشو بخون ببین قراره چی بشه😃
۴ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

المیرا
0یادآوری کنم که هیتر ریچرم یا نه؟