طاق فلک به قلم مهدیه سجده
پارت دویست :
نگاه نیایش لحظهای میپرد و بعد با لبخند میگوید:
-خیلی بهتره... نگران نباش، میخوام یه خبر مهم بهت بدم.
-چی؟
قلبش تند میکوبد و به چشمان نیایش خیره میماند.
-امیرحسین چند وقتیه بهوش اومده...نیکداد بهوش اومده! برای همین بالاخره بهمون اجازه ملاقات دادن... مهناز برات حکم قرار گرفته تا وثیقه بذاریم. باورت میشه؟!
لبخند کمرنگی روی لبهایش مینشیند و تکیه به پشتی صندلی میزÙ
لطفا صبر کنید...

..م
1منظور نیایش چی بود،نکنه برای مرضیه اتفاقی افتاده،دیگه چه اتفاق جدیدی افتاده 🥺🙏🏻